تبليغاتX
کلیسای الکترونیکی یوحنای رسول
عزیزان سلام. سال نو مبارک. دعای من در سال نو برای همه ما اینست که خداوند ما را برکت و قوت دهد تا ۱۳۸۶ برابر قوی تر خدمتش نماییم.

دوستان خداوند مرا به خدمتی دیگر فرا خوانده تا او را در زمینه پرستش و سرود خدمت کنم. ضمنا در حال تقویت علم الهیات در خود نیز هستم تا با مطالب و تعالیمی در خور خداوند (اگر مرا برای این خدمت بخواند) نوشتن مطالب را از سر بگیرم.

شاید این آخرین پست من باشد اما به بلاگ های شما دوستانم خواهم آمد. شما را هرگز از یاد نبرده و نمیبرم. همیشه دوستتان دارم. برای من و خدمتم در دعا باشید. با ایمیل با من در تماس باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 14:0  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

"خداوندا دعا کردن را به ما تعلیم ده." (لوقا1:11)

"از این رو هر مقدسی در وقت اجابت نزد تو دعا کرد." (مزمور6:32)

"اگر بدی را در دل خود منظور می داشتم، خداوند مرا نمی شنید." (مزمور 18:66)

 

دعا یعنی سخن گفتن با او و شنیدن از او که پدر آسمانی ماست. دعا عبارتست از مشارکت صمیمانه، حمد، پرستش و اطاعات فروتنانه از خداوند عیسی مسیح، نجات دهنده ما (متی9:6 و اول یوحنا 3:1) بنابراین "میباید هر روز دعا کرد و کاهلی نورزید" و همیشه دعا کنید (لوقا 1:18 و اول تسالونیکیان 17:5)

 

1)ایمانداری که به طور مرتب وقت را در دعا به خدا اختصاص می دهد:

الف) از آمرزش گناهانش و آزادی اش از قدرت گناهان آزاد است و به خاطر آن سپاسگزار است. (متی 21:1 و رومیان 2:8)

ب) زندگی در تولد تازه را می شناسد و تعمید روح القدس وآتش را که خداوند به مطیعان خود می بخشد، تجربه کرده است. (اعمال 44:10 و 32:5 و یوحنا 3:3)

ج) دعایشان شهادت سخن عیسی را دارد که فرمود: "بنابراین به شما می گویم که هر آنچه در عبادت سوال کنید، یقین بدانید که آن را یافته اید و به شما عطا خواهد شد." با این شرط که "هر گاه کسی به شما بدی کرده باشد، او را ببخشید تا دعای شما بازداشته نشود." (مرقس 24:11)

 

2) ایماندار در دعای خود از طریق عملکرد روح القدس و مطایق با آیینه کلام خدا خود را چنین می بیند:

الف) پسر، وخدا پدرش (یوحنا 12:1 ، عبرانیان 10:2 و 1 یوحنا 1:1-3)

ب) شاگرد متعهد به کلام خدا، و عیسی معلمش (متی 1:5 و 10:23)

ج)خادم راستین خدا که اسرار خدا را به امانت دریافت داشته است (1 قرنتیان 1:4)

د) نامزد، و عیسی مسیح داماد ( اول قرنتیان2:11)

ه) عضوی زنده در بدن مسیح و یک سنگ زنده (مثل پطرس) در کلیسای او (افسسیان 1:4)

و) گوسفندی که گوشش به صدای شبان خود آشناست و هدایت روح القدس را تشخیض می دهد. (یوحنا 4:10 و رومیان 14:8)

ز) کاهنی که قربانیها و دعاها و حمدها را به حضور خدا تقدیم می کند. (مکاشفه 5:1 و عبرانیان 15:13)

ح) شاهدی راستین برای پاداشها و برکات متعدد و وافر خدا، با آگاهی به این نکته که خدا گناهکار را بی سزا نخواهد گذاشت، مگر اینکه گناه را اعتراف کرده از عیسی مسیح آمرزش را دریافت کرده باشد. (اشعیا 10:43 و اعمال 8:1 و عبرانیان 11:6 و خروج 7:34 و امثال 21:11)

 

3) ایمانداری که در دعا شادی خداوند را به عنوان قدرت خود، و قوت خود را به عنوان پرچمی بالای سر خود تجربه می کند، هم در موفقیت و هم در زحمت وجفا به فیض خدا تا به مرگ امین میماند (نحما 10:8 و دانیال 16:3 و مکاشفه 11:12)

الف) اینها ایماندارانی هستند که به دست خدا شکل گرفته و دگرگون شده اند تا شبیه ابراهیم، موسی، الیشع، پطرس، پولس، یوحنا و... گردند که کاری را که خداوند به آنه محول کرد، انجام دادند و بسیار محبوب شدند (دانیال 23:9)

ب) خادمین با کفایت عهد جدید هستند که با روح القدس پنطیکاست و آتش تعمید گرفته اند و قادرند جانهای گروههای بسیاری از مردم را صید کنند، و تربیت یافته رشد نمایند و برای خداوند آماده میباشند.

ج)مردان و زنانی مطابق دل "او" می باشند و در موردشان می توان گفت :"لکن کسی که با خدا بپیوندد، با او در روح یک خواهد شد."(1قرنتیان 17:6) همانگونه که کسی که به کلیسای خداوند بپیوندد عضو زنده بدن زنده مسیح می شود و با عروس یکی می گردد. (افسسیان 27:5 و مکاشفه 2:21)

د) آنان آماده و ملبس به زینت قدوسیت و عدالت هستند، و حاضر چون عروس برای شنیدن صدای خداوند که "اینک به زودی میایم"(مکاشفه 7:22 تا 20) برای شنیدن پاسخ آن که "روح و عروس می گویند بیا" (مکاشف 17:22) و به فیض خدا همگی ما آنجا باشیم تا با شادی بگوییم "آمن، بیا ای خداوند عیسی" (مکاشفه 21:22)

فیض خداوند عیسی مسیح با قوم خدا باد. آمن

با دعا و محبت

"خادم او برای شما"

ست یقنظر

خداوند زنده، بی پایان برکتتان دهاد. برای این حقیر نیز در دعا باشید تا با قوت بیش تری در خدمت خداوند و خانواده مقدسش باشم. آمن

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 20:5  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

((لحظاتی در دعا باشیم))

خدا را در مسیح شکر برای فرصتی جدید در آستانه سالی جدید. دعای "خدمتگذار او برای شما"(دوم قرنتیان 5:4) این است که در سال جدید خداوند 2007 برابر برکتتان دهاد و ملکوت خود را 2007 برابر به پیش ببرد. به همه ما، در نام خداوند ما مسیح، 2007 برابر نیرو بخشد تا او را بیشتر خدمت کنیم. دعا کنیم تا خداوند و تنها دوست ما، روح القدس همگی ما را 2007 برابر پر سازد و با بارانیدن عطا هایش بر ما، خدای پدر بر زمین بسار بیشتر جلال یابد و با معجزات وصید جانها نام مسیح خداوند را بالا بریم. دعا کنیم تا خدا آسمان روحانی ایران ما را باز کند. هللویاه... این همه را در نام رهاننده و خداوند ما، عیسی مسیح برای جلال اسم پدر و در مشارکت و رفاقت روح القدس با شکرگزاری و ایمان طلبیدیم و در اقتدار فرزندی که از سر فیض خداوند ما مسیح یافته ایم، به "آمن" مهر می کنیم تا چون پدر (در اراده او) بگوییم تا کرده شود.... آمن.

در مقاله جدید، سعی در بررسی چیستی ملکوت یا پادشاهی آسمان . بررسی ویژگی های آن داریم و نظر کلام خدا را در باره این بخش بسیار مهم از ایمان مسیحی نا، در انجیل متی باب 13 می خوانیم.

ملکوت، که در ترجمه "هزاره نو" از انجیل مقدس، پادشاهی آسمان معنا شده، همانطور که از نامش آشکار است، پادشاهی خداست. زمانی که اراده او بر زمین و آسمان کرده شود (متی 10:6). زمانی است که نیرو های ظلمت، شیطان و فرزندانش، به دست قدرتمند خدای ما و شمشیر دودم عیسی مسیح آنها را نابود می کند. زمانی است که فروتنان زمین بلند و بلند مرتبگان دنیا به زیر انداخته می شوند. زمانی است که ایمانداران به اسم او در حضورش حاضر شده و تاج جلال را از دستان مقدسش می گیرند و دشمنانش کرسی زیر پایش می گردند.

در متی 24:13 می خوانیم که عیسی مثل معروف "بذر نیکو و علف های هرز" را برای شاگردان می آورد. ملکوت خدا مانند آن مزرعه است، در وقت درو. دشمن تا زمان درو به نظر خود، پیروز شده و گندم ها را از بین برده. اما مزرعه دار (خدا) خادمان( فرشتگان) را می فرماید بگذارید تا علوفه هرز( شیطان، فرزندانش و عوامل گناه) با گندم های نیکو (مومنان) با هم رشد کنند ودر زمان حصاد، علف های هرز توسط فرشتگان از گندم ها جدا شده در آتش سوزانیده خواهند شد. اما گندم ها برای مزرعه دار، انبار می شوند.

در متی 31:13، پادشاهی آسمان به دانه بسار ریز خردل تشبیه شده که آنگاه که کاشته می شود، درختی سخت سترگ پدید خواهد آورد. آن دانه، شخصی است که در زمین بسیار کوچک و فروتن است و به دلیل اینکه "فرزند خداست، دنیا او را نمی شناسد". خاک، ملکوت خدا است که از آن ریز ترین دانه، بزرگترین درخت را پدید خواهد آورد و حتی پرندگان بر آن آشانه خواهند ساخت. در ادامه، مسیح مثل بسیار مهم "خمیر مایه اندک و آرد بسیار" را مطرح فرموده، این نکته را گوشزد می نماید که هر کاری ( مثبت یا منفی) هرچند اندک، میتواند تمام وجود شخص را برکت دهد یا از برکت محروم کند. (سرنوشت شخص را تحت تاثیر قرار دهد) و اندکی خمیر مایه، سه کیسه آرد را ور آورَد.

در متی 44:13 مثلی را می زند که علیرغم کوچکی، بس عظیم است و به عقیده حقیر، از مهمترین رازهای پادشاهی آسمان است: ((پادشاهی آسمان مانند گنجی است در دل زمین، که شخصی آن را بیابد وسپس دوباره پنهانش کند. پس، از شادی می رود و هرآنچه که دارد می فروشد تا آن زمین را بخرد و گنج را به دست آورَد.)) پادشاهی خدا را نخواهیم دید مگر آنکه هر چه را که داریم برای به دست آوردن آن با رضامندی و شوق عمیق از کف بدهیم و در طلب دیدن رخ یار، صلیب خود را بر دوش گیریم. در اخرین مثل ( مثل تور ماهیگیری) با مضمونی همشکل با مثل "علف های هرز و گندم" روبروییم.

"عیسی فرمود:(( پس هر عالِمِ دین که در باره پادشاهی آسمان تعلیم گرفته باشد، صاحب خانه ای را می ماند که از خزانه خویش چیز های نو و کهنه بیرون می آورَد.))" (متی 52:13)

محبت خدا با همه شما باشد؛آمن.

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 20:3  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

در آن شب مقدس و فروزان

منجی ما مولود گشت در این جهان

تشنگان عالم در انتظارش

تا او ظاهر شود در جلالش

کلمه جسم گردید و آشکار شد

نوری عظیم بر ما طلوع نمود

نمجید کنید

سرود ها بسرایید

اندر حضور آن مولود زانو زنید

حکم مسیح محبت حقیقیست

انجیل او مژده سلامتی است

در قوت نام مسیح شود دور

غم و اندوه وآنگه بخشد سرور

سرود های شادمانی نعمت اوست

همه از رحمت و فیض خداست

((بندگردان))

چیز های کهنه اینک در گذشته

با لطف او همه چیز تازه گشته

معنی و قدر زندگی در عیسی است

خون بره خوشبختی همه ماست

در او باشد جواب هر تقاضا

چون اوست یگانه فرزند خدا

((بندگردان))

  آه ای عیسی. چقدر دوستت دارم. چقدر دوستت دارم. به دنیای نالایق ما خاکیان خوش آمدی. همیشه در ما بمان و تسلی مان ده که بی تو هیچیم. خداوند در این سال نو ما را نو کن. زندگی ما را به دستان مقدست بگیر. شمار فرزندانت را افزون کن. دست برکت و شفای تو با تمامی ما باشد و بماند تا تو باز گردی و ما را با خود ببری. عیسی من٬ با من بمان و قدرتم ده که ۲۰۰۷ برابر قویتر از سال گذشته خدمتت کنم. تک تک ما را برکت ده تا شاگردان و فرزندان لایق تو باشیم. دوستت دارم. بیش از خودم٬ بیش از خانواده ام و بیش همسر آینده ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 19:43  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

امروز، بر آنیم تا با نگاهی به باب های 2 و 3 مکاشفه یوحنای رسول خصوصیات کلیسایی که "غالب آمده" (11:2) را بررسی کنیم. برای آنکه طول مقاله کوتاه تر شود، تنها به بر شمردن صفات مورد نظر پرداخته و از آوردن عین آیه خودداری می کنیم.

1- سختکوش است و پایدار. (2:2)

2- شریر را تحمل نمی تواند کرد و ارواح و تعالیم را می آزماید (2:2)

3- به پاس نام مسیح خداوند، سختی ها را تحمل می نماید. (3:2)

4- محبت دارد. محبتی مثل اولین روزهایش ( 5:2)

5- در فقر، غنی است؛ آزمایش ها را تحمل می کند؛ و تا پای جانمی ایستد (11:2)

6- در اوج گناه دنیای اطرافش، به نام مسیح وفادار است. (13:2)

7- از تعلیم بلعام های زمان پیروی نمی کند؛ او که پیامی فاسد و دروغین آورده. (14:2)

8- بر گناهکاران و معلمان شیطانی سختگیر است و راز های نهانی شیطان را نمی آموزد. (20:2)

9- اگر گناهکار است، با فروتنی سریعا توبه کند (پیام به همه 7 کلیسا)

10- از آنچه دارد پاسداری کند. (25:2) و آن کلام خداست (8:3)

11- زنده است. اعمالش در نظر خدا کامل است. اگر مرده، برای زنده شدن، پیام اولیه را به یاد می آورد و آن را نگه می دارد و توبه می کند. (3:3)

12- پاک است و با مسیح گام میزند. (4:3)

13- اگر خدا برایش تادیب در نظر گرفته، با شادی می پذیرد، از آن درس می گیرد و به غیرت می آید. (پیام مسیح به کلیسای لائودیکیه در باب سوم)

14- همیشه در قلبش به مسیح باز است. (باب 3، آیات 14 تا 20)

و حال فیض خداوند ما عیسی مسیح، محبت خدای پدر، شراکت و رفاقت روح القدس با همه شما باشد و بماند تا بازگشت ثانوی شاه شاهان، خداوند و رهاننده ما، عیسی مسیح

آمن (دوم قرنتیان 14:13).

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 11:12  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 20:59  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

در ستایش مسیح من از نور خورشید،از لبخند گل،از ترنم باران،روح خود را در دریاچۀ تعمید تازه کردم؛و گناهان خود رابا وزیدن نسیم صبح رستاخیز مسیح،پایان دادمو یوغ عیسی را چون کوه بلندتا جاودانه به پرستش گرفتم.

سحر −−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−

عیسی معنای زندگی عیســی یعنـی عشــق یعنــی جان، خرد.عیسـی آنــست کــه دل را مــی‌بــــرد.عیسی آنسـت کـه زنـده است تــا ابــد.او شفـــای درد انســـان‌هــا دهــــد.عیسـی یعنــی نــور، یعنــی رهنمــــا.جــایــگاهش تــا قیامــت در ســـما. عیســــی یـعنــی دکـــــتر درد و دوا.اوسـت بـر هـر درد بـی‌درمـان شفـــا.عیســی یعنــی پلکانـــی تــا خـــدا.و بــود مــا را همیــشــه رهنمـــــا.عیســی یعنــی کـــه فـــرزند خــدا.بــــرده از دوشـــم او بـــار گنــــاه.عیســی یعنـی دست بــر حـق خــدا.زنـده کــرد بــا قــدرتش او مـرده‌هـا.عیســـی یعنــی عشــق، آزادگـــــی.عیســی یعنـی فـارغ از هــر بنــدگی.عیســی آن بــود کـه محبت ساز کرد.صلـح را بـر مـردمـان در بــاز کــرد.عیسی آن بــود کـه عشـق آغـاز کـرد.او کــه بــا رفتـن بهشت را بــاز کرد.عیســی یعنـی مهــر یعنــی بـا وفــا.در عـوض قـومـش نمـود بـر او جفـا.عیسی آن بود که قربانی شد در راه حق.عشــق را معنـی نمـود از بهــر خلـق.عیسـی یعنــی جـان بـده در راه حـق.تـا کـه از جـانت شـوند آزاد، خـــلق.

امیر −−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−

نان حیات اگـر فنــا نشـدم مـن، ز فیـض و رحمـت توست.جــدا ز مـرگ و گناهـم، بـه حیث حرمت توست.منــم اسیــر بـه تـن‌پــوش خــاک، روح خــدا.نشستــه‌ای تــو بـه‌نــزد پـدر، ز هیبــت توست.تــویـــی کـه نـان حیاتــی، مسیــح مـوعـودی.تـــو آب خشـک‌لبـانی ز اوج رأفـــت تــوست.بــه روز ســوم مــوتت چـو نـوبـری بـه قیــام.تــویـی خـدا، کلمــه، جهــان ز خلقت تـوست.ز لطـف و ســایـۀ مهــرت، سفیـر قلـب منـــی.خــدا بــودی، بـه زمین آمـدی، ز همت تــوست.اگـــر کـه بـی تـو کَمَم، با تـو می‌شـوم لبـریـز.جـلال بـر تـو پـدر جـان، ز نـور بـرکت توست.بـه لحظــه‌ای نگــری حـال خاکیــان قــدوس.دهـی جـواب دعایــم، ز عهد و وسعت تـوست.کـلام اقـدس تـو سـاده جملــه در ایــن است:محبتــی کـه نباشــد بخیــل، محبـت تــوست.چــه فخـر دارم از این من مسیحــی‌ام در تـــو.بــه داوری تــو بیایـی، بـر آن کـه امت توست.خوش آن دمــی که وفــایت نجات داده ولــیخوش آن دلی که کمر بسته‌ای به خدمت توست.

الهام کلانترزاده

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 14:38  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

مطلب در آدرس زیر است:
مطلب بسیار جالب که می ترسم بگویم از کجا آورده ام (شاید آدرس آن برادر/خواهر فیلتر شود)
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 14:37  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

اولین بلاگ کلیسای اینترنتی فیلتر شد!!! هللویاه. این نشان از دست پر برکت خداوندم عیسی مسیح دارد که در کمتر از یک ماه این بلاگ رشدی چندین برابر همه عمر خود داشت و آنقدر کلام خدا را گفت که آنانی که مسیحم در باره شان گفته بود :"شما را میازارند٬ بدین فکر که خدایشان را خدمت می کنند". اجبارا انگشت در گوش خود و دیگران فرو بردند. اما ما لشگر خداوندیم. به خانه جدید خود خوش آمدید.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:25  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

در مقدمه ای که در ترجمه "هزاره نو" بر انجیل متی نگاشته شده,باب 18 ای انجیل را با عبارت "تعلیم پیرامون معنی شاگردی" معرفی کرده. حال با نگاهی اجمالی به این باب,با هم خصوصیات یک شاگرد مسیح را بررسی می کنیم.

شاگردان نزد عیسی آمده پرسیدند در ملکوت آسمام چه کسی بزرگترین است؟ عیسی کودکی را به میان ایشان آورد و فرمود: "آمین, (به تاکیدی که با گفتن آمین ,که در مورد معنای آن صحبت شد, توجه شود) به شما می گ.یم تا تبدیل نشده مانند کودکان نگردید, شما را به ملکوت راهی نیست. پس هر که خود را چون این کودک فروتن سازد در ملکوت بزرگتر خواهد بود." (متی 18:1-15) .

در متی آیات ۱۰ تا ۱۴ به مثال معروف گوسفند گمشده و چوپان بر می خوریم. خداوند ابتدا اینجا اشاره می کند که کوچکان (مطابق ترجمه King James این عبارت ترجمه به "Little ones" شده است بدین معنی که کوچک بودن لزوما جوان بودن نیست)را تحقیر نکنید سپس با مثال گوسفندان گم شده به تشریح محبت صاحب گله (خدا) می ژردازد و در پایان اشاره می کند که این خواست پدر شما(شاگردان) نیست که حتی یکی از این کوچکان از دست برود. جلو تر که می رویم به مثل غلامی بر می خوریم که اربابش قرض سنگین او را بخشیده آزادش کرد اما غلام حاضر نشد اندک قرض دوست خود را ببخشد و او را به زندان انداخت. از ۳۵ آیه باب ۱۸ ۱۵ آیه (که با تقسیمبندی موضوعی آیات٬ بخش اعظم باب٬ همین ۱۵ آیه اند که نشانگر اهمیت مطلب می تواند باشد) به مسئله بخشش می پردازد. (امروز حتما این باب را مطالعه فرمایید.) پس در جمع بندی کلی به این نتیجه می رسیم که:

شاگرد مسیح (نه بهترین شاگرد٬ بلکه فقط شاگرد) کسی است که:

۱- تبدیل شده

۲- فروتن است

۳-تحقیر نمی کند٫ بلکه بزرگ می شمارد و حتی تجلیل می کند.

۴-با محبت است

۵- بخشنده است.

دعا می کنم که همه ما مسیحیان شاگردان واقعی و حتی بهترین شاگردان خداوند و رهاننده خود باشیم تا پدر معشوقمان در عیسی مسیح خداوند جلال بیابد. برکت خدای پدر با شما باد. آمن.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:19  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

احتمالا همگي شما معني آمن يا آمين را مي دانيد. معنی این عبارت زیبا که پایان بخش دعا های ماست٬ "بشود" یا "انجام گیرد" است. در زبان فارسی (احتمالا) از مراسم پرستشی میتراییست ها آمده که به صورت "همین" بوده است و عبارتی برای ابراز همدلی و موافقت با دعای کاهن میتراییست بوده است. بیایید به این عبارت فکر کنیم. برای مقدمه ای دیگر آیات مشهور انجیل متی را نیز دوره کنیم: (( بجویید تا بیابید. بخواهید تا به شما داده شود. در را بکوبید تا به رویتان باز شود. با ایمان و در نام من دعا کنید تا جواب بگیرید.)). نیز به این آیه از رساله پولس :((نام مسیح خداوند قدرت خداست برای کسانی که به آن ایمان دارند.))

ببینید که به فیض خدا چه قدرتی در دعای ما مسیحیان است. خدا را شکر. خدا را شکر. آن گاه که دعا می کنیم (البته این نکته شایان توجه است که دعای ما نباید مخالف اراده خدا باشد که آن را روح القدس به ما نشان می دهد.) و خدا را جلال می دهیم و در پایان می گوییم : "به اسم عیسی مسیح با ایمان و شکرگزاری طلبیدم٬ آمین." در واقع دعایمان را مهر می کنیم و طبق قدرتی که به واسطه فیض٬ ایمان و روح القدس به کائنات فرمان می دهیم که از فرزند یهوه خدای زنده فرمانبرداری کنند.

پس بیایید از این پس هنگام دعا با توجه خاص به تمامی عبارات دعایمان از او تشکر کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:19  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

((...و خدا جهان را آنقدر محبت نمود که فرزندش را داد تا کفاره گناهان ما باشد.)) طبق تعالیم کتاب مقدس که کلام خدای زنده است٬ عیسی مسیح ((کلمه بود. و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.)).

پس او ((صورت دیدنی خدای نادیده است.)). اما او به سبب محبت درک ناکردنی و بی نظیرش جلال آسمانی خود را رها کرد٬ جسم پوشید و در زمین ما ساکن شد. در راه گناهان ما جان مقدس خود را فدا فرمود و به سبب رستاخیز و غلبه بر مرگ از میان مردگان برخواست و در آسمان٬ به دست راست خدا نشست.

اما نکته ای که فکر مرا به خود مشغول کرده این نکته بسیار مهم و بسیار بسیار جدی است که خداوند علاوه بر محبت٬ عدالت خود را نیز در صلیب به اوج رساند. (عدالتی که برای گنهکاران ترسناک و برای ایمانداران امید است) او عدالت و کلام خود را آنقدر والا شمرد که حتی فرزند خود را از آن مستثنی ندانست٬ ((مزد گناه موت است))؛ عیسی انسان نیز بود. او درد را میفهمید.اما خدا برای فرزندش نیز تبصره ای قرار نداد. او که قادر مطلق است قطعا می توانست (اگر می خواست) که گناهان ما را بدون آزاز جسم خود ببخشاید. اما صلیب عیسی برقرار شد تا ما را چنان محبت کندکه بخاطر ما از شدت رنج بر پیشانیش خود بنشیند و ما را به سبب عدالتش به گناه ملزم سازد و ترسی آمیخته به عشق در قلب ما نسبت به خود قرار دهد. پدر عزیز٬ تو را بخاطر صلیب پر جلال خداوندم عیسی با تمام دل میستایم و شکر می گویم.

صلیب عیسی برای گناهکاران پیامی امیدوار کننده و در عین حال ترسناک دارد که : محبت خدا به ما بی حد است و او همه را٬ چه قدیس و چه گنهکار٬ دوست دارد ولی این محبت بر عدالت او سایه افکنی نخواهد کرد.

حال فیض و آرامش و شادی به واسطه دوست و خداوند ما روح القدس٬ با همه شما باشد و بماند تا بازگشت ثانوی خداوند ما عیسی مسیح. آمن

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:18  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

مردم دائماً می‌پرسند: "چه چیز در مورد عیسی، تا به این حد مخصوص است؟ چرا او تنها راه رسیدن به آن شخصی است که ما تحت عنوان خدا می‌شناسیم؟"

از آنجا که بسیاری هستند که هرگز چیزی دربارۀ عیسی نشنیده‌اند، این سؤال هم بسیار پرسیده می‌شود. ما متهم به این می‌شویم که تنگ‌نظر هستیم زیرا می‌گوییم که هیچ راه دیگری برای رسیدن به خدا وجود ندارد.

نکتۀ نخست آن است که ما این ادعای عیسی را ابداع نکرده‌ایم که او تنها راه می‌باشد. این ادعای ما نیست، بلکه ادعای اوست. ما صرفاً ادعای او و ادعای نویسندگان عهدجدید را نقل می‌کنیم.

عیسی فرمود: «من راه و راستی و حیات هستم هیچ کس نزد پدر جز به وسیلۀ من نمی‌آید» (یوحنا ۸:۲۴). پطرس رسول این سخنان را بیان می‌کند: «و در هیچ کس غیر از او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان باید ما نجات یابیم» (اعمال رسولان ۴:۱۲).

پولس رسول نیز مطابق همین گفته ابراز داشت: «خدا واحد است و در میان خدا و انسان، یک متوسطی است؛ یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد» (اول تیموتائوس ۲:۵). بنا بر این شهادت واحد نویسندگان عهدجدید، هیچ کس نمی‌تواند خدای پدر را جز از طریق شخص عیسی مسیح بشناسد.

«برای درک علت این امر باید به ابتدای قضیه باز گردیم. خدایی که نامحدود و شخصی بود آسمان‌ها و زمین را آفرید» (پیدایش ۱:۱) و «انسان را به اتمام رسانید، همه چیز نیکو بود» (پیدایش ۱:۳۱).

«مرد و زن در محیطی کامل قرار داده شدند که در آن به تمام نیازهایشان پاسخ داده می‌شد تنها یک چیز برای آنها ممنوع شده بود؛ آنها نباید از میوۀ درخت معرفت نیک و بد می‌خوردند مباد بمیرند» (پیدایش ۲:۱۷).

«متأسفانه آنها از آن درخت خوردند» (پیدایش ۳) و نتیجۀ آن، سقوط و پراکنده شدن در چهار گوشۀ جهان بود. حال دیگر رابطۀ بین خدا و انسان گسسته شده بود و این امر را می‌توان در «تلاش آدم و حوا برای پنهان شدن از خدا به‌وضوح ملاحظه نمود» (پیدایش ۳:۸).

«روابط بین انسان‌ها متشنج شد؛ آدم و حوا با یکدیگر به بحث و مشاجره پرداختند و هر یک سعی کردند اتهام را متوجه دیگری کنند» (پیدایش ۳:۱۲-۱۳).

ارتباط بین انسان و طبیعت به‌علت آنکه از آن پس زمین خار و خس می‌رویانید و دنیای حیوانات نیز دیگر سخاوتی برای او به خرج نمی‌داد، قطع شد. انسان از خودش نیز جدا شد و احساس کرد که پوچ و ناقص است- چیزی که قبل از سقوط تجربه نکرده بود.

با این وجود، «خدا وعده داد که همۀ این چیزها را درست خواهد کرد و کلام او چنین بود که نجات‌دهنده‌ای خواهد فرستاد که ماشیح نام خواهد داشت و تمام خلقت را از اسارت گناه خواهد رهانید» (پیدایش ۳:۱۵). عهدعتیق مرتباً این موضوع را تکرار می‌کرد که روزی این شخص به جهان خواهد آمد و بشر را آزاد خواهد کرد.

«در واقع کلام خدا تحقق یافت. خدا به صورت انسانی در شخص عیسی مسیح درآمد» (یوحنا ۱:۱۴ و ۲۹). سرانجام عیسی به جای ما جان داد تا ما بار دیگر لذت رابطه‌ای صحیح با خدا را بچشیم. کتاب‌مقدس می‌گوید: «... خدا در مسیح بود و جهان را با خود مطالحه می‌داد....» و «او را که گناه نشناخت در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم» (دوم قرنتیان ۵:۱۹ و ۲۱).

عیسی راه را هموار کرد! خدا تمام آن کار را انجام داد و مسئولیت ما پذیرفتن این واقعیت است. ما نمی‌توانیم هیچ کاری برای افزودن به کار عیسی انجام دهیم. تمامی کار او برای ما انجام شده است.

اگر نوع بشر به طریقی دیگر می‌توانست به خدا برسد، عیسی ناچار نبود که بمیرد. مرگ او تشریح این واقعیت است که هیچ راه دیگری وجود نداشت. بنابراین، هیچ دین دیگری یا هیچ رهبر مذهبی دیگری نمی‌تواند کسی را به معرفت خدای واحد حقیقی برساند.

اما مرگ عیسی پایان داستان نیست. بگذارید توضیح دهیم که چرا عیسی را بر سایر رهبران مذاهب ترجیح می‌دهیم. فرض کنید که گروهی از ما در جنگلی بسیار انبوه شروع به راه رفتن می‌کنیم. همچنان که به اعماق جنگل می‌رویم، گم می‌شویم. همین که در می‌یابیم اکنون به بیراهه رفته‌ایم و ممکن است به آن معنا باشد که زندگی‌مان را از دست خواهیم داد ترس بر ما مستولی می‌شود. با این وجود، به‌زودی متوجه می‌شویم که قدری جلوتر یک دو راهی بر سر راه ماست که دو انسان در آنجا دیده می‌شوند.

هنگامی که به سوی آنها می‌دویم متوجه می‌شویم که یکی از آنها لباس رسمی جنگلبانان را به تن دارد و صحیح و سالم در مقابل ما ایستاده است، در حالی که دیگری با صورت بر روی زمین دراز کشیده و مرده است. حال ما از کدام یک از این دو نفر راه خروج از جنگل را می‌پرسیم؟ مسلم است، از شخصی که زنده است. وقتی که موضوع بر سر امور ابدی باشد از شخصی که زنده است راه گریز از این مخمصه را می‌جوییم. «این شخص کسی جز عیسی مسیح نیست. عیسح منحصر به فرد است. او از دنیای مردگان بازگشت. این نشان می‌دهد که او همان شخصی است که ادعایش را می‌کرد» (رومیان ۱:۴)؛ پسر یگانۀ خدا و تنها راهی که انسان به‌وسیلۀ او می‌تواند به رابطه‌ای شخصی با خدای زنده و واقعی برسد.

برگرفته از کتاب "پاسخ به پرسش‌های دشوار"، نوشتۀ: جاش مک‌داول و دان استیوارت

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:18  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

از سایت کلمه

«خدا در مسیح بود و جهان را با خود مصالحه می‌داد» (دوم قرنتیان ۵:۱۹). خدا در جلال و کبریایی خود، دست به عملی زد که برای ما قابل درک نیست‌:‌ او خود را فروتن ساخت تا در جسم انسانی‌، دوست ما انسانها گردد. او نمی‌خواست در تعالیم و عقاید محدود بشود، او می‌خواست در زندگی ما حالتی واقعی بگیرد. از اینرو، او جسم گردید و سختیها و مصائب زندگی بشری را متحمل گشت‌.

مسیح‌، این خدای در جسم‌، وقتی بر روی صلیب عذاب می‌دید، ناگهان فریادی برآورد که هنوز هم در تاریخ طنین‌انداز است‌:‌ «الهی‌، الهی‌، مرا چرا ترک کردی‌؟»

چه سؤال رازآلودی‌! او در طول زندگی‌، همواره قدرت الهی را در خود داشت و فرشتگان نیز دائماً گرداگرد او بودند. حتی در جتسیمانی‌، درست شب مصلوب‌شدنش‌، فرشته‌ای آمد و او را تقویت می‌بخشید. و حالا که او داشت به‌عنوان یک جنایتکار سیاسی‌، چنان عذابی می‌دید، به چه علت خدا او را در آستانۀ مرگ رها کرده بود؟

این سؤالِ بسیار مهمی است‌. اگر خدا عیسی را رها کرد، آیا امکان دارد ما را نیز درست در لحظه‌ای که به او نیاز داریم‌، ترک کند؟ اگر درک نکنیم که خدا به چه علت عیسی را ترک کرد، قطعاً تمام عمر را در ترس بسر خواهیم برد، ترس از اینکه او ما را نیز تنها بگذارد.

«مسیح ... در راه ما لعنت شد» (غلاطیان ۳:۱۳). اگر خدا او را در بحرانی‌ترین شرایط ترک کرد، علت همین‌ است‌. او بجای من و تو، مطرود و ملعون شد. «خوار و نزد مردمان مردود» شد (اشعیا ۵۳:۳). اما چرا؟

مزد گناه مرگ است‌. لحظه‌ای فکر کنید! اگر خدا کسی را که در موردش شهادت داده شد که پاک و مقدس و به دور از هر سایۀ گناه بود، اینچنین محکوم کرد، چقدر بیشتر ما باید منتظر محکومیت و مجازات باشیم‌! اگر شخصی قدوس بجای ما اینچنین مجازات شد، چه چیزی در انتظار ما خواهد بود اگر قربانی نیابتی او را نپذیریم‌؟

در زندگی ما، یک مشکل جدی وجود دارد:‌ یعنی گناه‌. عیسی مرد تا این مشکل من و تو را حل کند، اما خودش این مشکل را نداشت‌. او کاملاً بدون گناه بود. او کاملاً عادل بود. اما چون یک گناهکار عذاب دید. چرا؟

کلام خدا می‌فرماید:‌ «زیرا خدا واحد است‌، و در میان خدا و انسان یک متوسطی است یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد» (اول تیموتاؤس ۲:۵). خدا به‌خاطر هر آنچه که عیسی کرد و گفت‌، ما را بسوی خود دعوت می‌کند. او محبت خود را به ما عرضه می‌کند. بعضی‌ها شریعت را عرضه کردند و بعضی دیگر، مقررات سخت و دقیق را، مقرراتی که البته می‌تواند خوب و ضروری باشد؛ اما چیز دیگری نداشتند که به انسان هدیه کنند. خدا خودش را هدیه کرد؛ خدا محبت را هدیه کرد.

اما مشکل این است که گناه انسان را بسوی هلاکت می‌برد. ادیان مختلف کوشیده‌اند این مشکل را حل کنند، اما کاری از دستشان برنمی‌آید، چون مرگ سرانجام در انتظار همه است‌، مرگ جسم و مرگ روح‌. گناه حتی زمانی که زنده هستیم‌، کشتنِ روح ما را آغاز می‌کند. مرگ روحانی به این معنی نیست که دیگر هرگز برنخواهیم خاست‌. در این دنیا، وقتی گناه می‌کنیم‌، روز بعد از خواب بیدار می‌شویم‌، بدون اینکه در ظاهر ما نشانه‌ای از گناه دیده شود. مردنِ روح نیز بیدارشدنی را در پی دارد، اما این بار نشانه‌های گناه بر ما خواهد بود، نشانه‌هایی که نه می‌توان انکار کرد و نه می‌توان پنهان ساخت‌. خجالت و ننگ ابدی در انتظار آنانی است که در این دنیا توانستند چهره پاکی از خود به مردم نمایش دهند. دانیال نبی می‌فرماید که از میان کسانی که در روز قیامت برخواهند خاست‌، عده‌ای برای «خجالت و حقارت جاودانی‌» قیام خواهند کرد (دانیال ۱۲:۲).

بعضی از ما تصور می‌کنند که می‌توان به نوعی مسأله گناه را در زندگی حل کرد، مثلاً با انجام کارهای خوب در کنار گناهان‌، یا نظایر آن‌. اما واقعیت غیر از این است‌. اجازه بدهید دو مثال بیاورم‌، اولی از مغرب‌زمین و دیگری از مشرق‌زمین‌! فرض کنید کسی در باتلاقی افتاده‌. او تلاش می‌کند تا خود را نجات دهد. اما هر حرکت او، باعث می‌شود کمی بیشتر در باتلاق فرو رود، هر بار کمی بیشتر! او به یکبار زیر باتلاق نمی‌رود! ذره ذره‌، با هر حرکت‌، «با هر تلاش خوب‌»، به سرنوشت نهایی نزدیکتر می‌شود. باتلاق بالاتر و بالاتر می‌آید تا اینکه سر او زیر گل فرو می‌رود. اگر کسی از بیرون به داد او نرسد، هلاکتش قطعی است‌.

اما مثال بعدی‌! می‌گویند پادشاهی بود که خادمین خود را احضار نمود و پیشنهاد جالبی به آنها کرد. گفت که نصف مُلک خود را خواهد بخشید به هر کسی که از آن ساعت تا روز بعد، به فیل سفید فکر نکند. از آن لحظه به بعد، همۀ آنها به دو چیز فکر می‌کردند:‌ نصف مُلک و فیل سفید! این کاری است که شیطان با ما می‌کند. او فکر ما را با دو چیز مشغول می‌کند، نیکی و بدی‌. او اینها را طوری در هم می‌آمیزد که در همان لحظه‌ای که می‌خواهید کار نیک کنید، بدی در مقابل شما قرار دارد. هر چقدر می‌خواهیم به مُلک آسمانی برسیم‌، بیشتر به فیل فکر می‌کنیم‌. تلاش برای فراموش کردن فیل‌، عین بیاد آوردن آن است‌.

بلی‌، دوستان عزیز، ما به کمکی از بیرون نیاز داریم‌. ما به تنهایی نه می‌توانیم خود را از باتلاق نجات دهیم و نه از فکر کردن به فیل‌! کسی از بیرون باید که به داد ما برسد. گناه ما را از خدا یعنی از سرچشمه زندگانی جدا کرده‌. اگر کابل برق قطع شود، مهم نیست این قطع‌شدگی کم باشد یا زیاد. مهم این است که برق کاملاً قطع می‌شود. آنگاه سکوت جای ارتباط‌، تاریکی جای روشنایی‌، و سرما جای گرما را می‌گیرد. رابطه ما با خدا قطع است‌، چه عامل قطع‌شدگی کوچک باشد، چه بزرگ‌.

مسیح‌، پسر خدا، بجای همه قربانی شد، تاوان همه را داد تا این رابطه مجدداً برقرار شود. شما اگر در یک تصادف‌، باعث از میان رفتنِ اتومبیل کسی شوید، برای جبران خسارت‌، اسباب‌بازی به او نمی‌دهید. یا اگر کسی فرزند کسی را بکشد، برای جبران‌، گاو یا گوسفند به او نمی‌دهد. ما به‌خاطر گناه محکوم به مرگ ابدی هستیم‌. برای جبران‌، قربانی گاو و گوسفند فایده‌ای ندارد. کسی باید بجای ما فدا شود. این شخص مسیح بود. فقط او بدون گناه بود و می‌توانست بجای همه قربانی شود.

به همین دلیل است که ما به عیسی به‌عنوان پسر خدا نیاز داریم‌؛ نه فقط به‌عنوان خدا، بلکه به‌عنوان انسانی که از وجود خدا پر بود. او برای اینکه ما را به حیات بازگرداند، می‌بایست جای ما را می‌گرفت‌. پسر خدا جلال و کبریایی خود را در آسمان ترک کرد تا ما را نیز پسران و دختران خدا سازد.

«از این جهت‌، قادر است که آنانی را که به‌وسیله وی نزد خدا آیند، نجات بی‌نهایت بخشد، چون که دائماً زنده است تا شفاعت ایشان را بکند» (عبرانیان ۷:۲۵).

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:17  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

می‌خواستم بپرسم تعمید روح‌القدس واقعاً چیست؟ چگونه می‌توان فهمید که آدم آن را دارد؟ عده‌ای از مسیحیان خیلی خیلی روی موضوع به زبان‌ها حرف زدن تأکید دارند و می‌گویند اگر آدم به زبان‌ها حرف نزند، تعمید روح‌القدس ندارد، و باید خودش را تفتیش کند تا بفهمد چه گناهی از آن شخص سر می‌زند که خداوند عطایای زبان‌ها را به آن شخص نمی‌دهد و در نتیجه تعمید روح‌القدس را هم ندارد. کلمۀ عزیز حقیقت چیست؟ و آیا این مسئله واقعاً حقیقت دارد؟!! یعنی اگر یک مسیحی به زبان‌ها حرف نزند، تعمید روح‌القدس ندارد؟

اگر کسی عاشق مسیح باشد و نتواند بدون مسیح زندگی کند و به‌نام خدای پدر، پسر و روح‌القدس تعمید آب گرفته باشد ولی به زبان‌ها حرف نزند، مفهومش این است که هنوز تعمید روح‌القدس نگرفته است؟ آیا این برای آن شخص علامت بد و منفی می‌باشد؟ در این صورت شخص چه باید بکند؟ کلمۀ عزیز جواب چیست؟

ج: «اگر مرا دوست بدارید، احکام مرا نگاه خواهید داشت. و من از پدر خواهم خواست و او مدافعی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد، یعنی روحِ راستی که جهان نمی‌تواند او را بپذیرد، زیرا نه او را می‌بیند و نه می‌شناسد؛ امّا شما او را می‌شناسید، چرا‌ که نزد شما مسکن می‌گزیند و در شما خواهد بود» (انجیل یوحنا ۱۴:۱۵-۱۷).

دوست عزیز،

عیسای مسیح در این آیات به‌وضوح دربارۀ شخصیت و عملکرد روح‌القدس سخن می‌گوید. روح‌القدس یکی از شخصیت‌های تثلیث اقدس، با حضور و سکونت الهی خود در وجود ایمانداران رابطی می‌شود بین آنان و خدای پدر از طریق عیسای مسیح، خدای پسر. پس وقتی فردی به مسیح ایمان می‌آورد روح خدا در او مسکن می‌گزیند و به او تولدی تازه، الهی و روحانی می‌بخشد. ما در مسیحیت به کل این مکانیزم و عملکرد روحانی (که تشریح جامع آن در این چند سطر نمی‌گنجد) تولد تازه می‌گوییم.

پس همان‌طور که خود نیز اشاره کرده بودید، اگر به عیسی مسیح ایمان آورده‌اید روح‌القدس در شما مسکنت گزیده است. اما پس از تولد تازه، تجربیات مداوم روحانی از ملاقات با خدا را نیز خواهیم داشت که به آن پُری از روح‌القدس می‌گوییم. یعنی در دعا چه به‌صورت فردی و چه در جمع از حضور خدا فیض می‌یابیم و روح خدا ما را تجدید و ترمیم و احیا می‌کند و به رابطه، شناخت و درک‌مان از خدا عمق می‌بخشد. این تجربه را پری از روح می‌نامند و تجربه‌ای است که باید مدام در زندگی از آن بهره‌مند شویم.

«امّا ثمرۀ روح، محبت، شادی، آرامش، صبر، مهربانی، نیکویی، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری است» (غلاطیان ۵:۲۲).

پولس رسول به‌وضوح دربارۀ نتایج و علائم سکونت روح‌القدس در ایمانداران سخن می‌گوید. ما در مسیحیت دستگاه سنجش نداریم که به ما بگوید کسی روح‌القدس دارد یا ندارد. اگر ثمراتی که حاصل حضور و سکونت خدا در انسان و همکاری و اطاعت انسان از خدا است در فرد مسیحی آشکار شود او به‌کمال از روح‌القدس برخوردار است.

«ظهور روح، به هر کس برای منفعتِ همگان داده می‌شود. به یکی به‌وسیلۀ روح، کلام حکمت داده می‌شود، به دیگری به‌واسطۀ همان روح، کلام معرفت، و به شخصی دیگر به‌وسیلۀ همان روح، ایمان و به دیگری باز توسط همان روح، عطایای شفا دادن. به شخصی دیگر قدرت انجام معجزات داده می‌شود، به دیگری نبوّت، و به دیگری تشخیص ارواح. و باز به شخصی دیگر سخن گفتن به انواع زبان‌های غیر بخشیده می‌شود و به دیگری ترجمۀ زبان‌های غیر. امّا همۀ این‌ها را همان یک روح به‌عمل می‌آورد و آن‌ها را به ارادۀ خود تقسیم کرده، به هر‌کس می‌بخشد» (اول قرنتیان ۱۲:۷-۱۱).

چنان‌که در متن فوق می‌خوانیم حضور و سکونت الهی روح‌القدس در ما با جلوه‌های مافوق‌طبیعی نیز همراه است. متأسفانه افراط و تفریط برخی مسیحیان در مورد این جلوه‌ها باعث شده که یا برخی به‌طور کلی نادیده گرفته شوند و یا برخی دیگر تنها جلوه‌ها و تجلی ظهور روح‌القدس در ایمانداران به‌شمار آیند. اما همان‌طور که پولس رسول می‌فرماید «به روح دعا می‌کنم و به عقل خود نیز دعا می‌کنم.» (اول قرنتیان ۱۲:۱۵).

مهم است که بدانیم سخن گفتن به زبان‌ها تنها نشانۀ پری از روح‌القدس نیست بلکه یکی از نشانه‌ها است. پس نباید تکلم به زبان‌ها را با تولد تازه و پری از روح‌القدس اشتباه گرفت. طبق تعالیم عهدجدید باید این عملکرد روحانی خدا و ارتباط ابعاد مختلف آن ‌را درست درک کرد. جالب توجه است که در یهودیت که بطن تولد ظهور مسیح و کلیسا است، نه تکلم به زبان‌ها بلکه نبوت تجلی ظهور روح‌القدس در نظر گرفته می‌شده است. پولس رسول ما را تشویق می‌کند که در طلب عطایای روح خدا کوشا باشیم که ما را در زندگی روحانی و همچنین رساندن خبر خوش انجیل به دنیا مدد می‌کنند.

در پایان به فرمایش پولس رسول بسنده می‌کنیم که می‌فرماید: «محبت هرگز پایان نمی‌پذیرد. امّا نبوّت‌ها از میان خواهد رفت و زبان‌ها پایان خواهد پذیرفت و معرفت زایل خواهد شد. زیرا معرفت ما جزئی است و نبوّت‌مان نیز جزئی؛ امّا چون کامل آید، جزئی از میان خواهد رفت. آنگاه که کودکی بیش نبودم، چون کودکان سخن می‌گفتم و چون کودکان می‌اندیشیدم و نیز چون کودکان استدلال می‌کردم. امّا چون مرد شدم، رفتارهای کودکانه را ترک گفتم. آنچه اکنون می‌بینیم، چون تصویری محو است در آینه؛ امّا زمانی خواهد رسید که روبه‌رو خواهیم دید. اکنون شناخت من جزئی است؛ امّا زمانی فرا خواهد رسید که به‌کمال خواهم شناخت، چنانکه به‌کمال نیز شناخته شده‌ام. و حال، این سه چیز باقی می‌ماند: ایمان، امید و محبت. امّا بزرگترین‌شان محبت است

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:17  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

در طی گفتگوهایی که با ایمانداران داشته‌ام‌، همواره با این ضعف اساسی مواجه شده‌ام که عدۀ نسبتاً چشمگیری از ایمانداران آگاهی بسیار محدودی از کتاب‌مقدس دارند. برای عده‌ای از مؤمنین‌، شنیدن موعظه‌ها تنها منبع تغذیه روحانی و دریافت آگاهی‌ها و معلومات کتاب‌مقدسی است‌. برخی از مؤمنین کتاب‌مقدس را به‌صورت پراکنده و نامنظم می‌خوانند و دانششان از این کتاب بسیار محدود و ناقص است‌.

این مشکل مرا به این فکر انداخت که اساساً آیا مسیحیتی بدون کتاب‌مقدس می‌تواند وجود داشته باشد؟ آیا اصولاً می‌توان بدون آگاهی دقیق از کتاب‌مقدس و تسلط بر مطالب آن‌، شخصی روحانی بود؟ آیا برای کشف و درک ارادۀ خدا، منبع دیگری غیر از کتاب‌مقدس وجود دارد؟

فوائد مطالعه کتاب‌مقدس‌‌:‌

آشنایی با تمام تعالیم مسیحیت‌

آشنایی با ارادۀ خدا

آشنایی با اخلاقیات مسیحی‌

تشخیص تعالیم نادرست‌

دریافت تشویق و هشدار

یک ایماندار باید به این واقعیت بنیادین توجه داشته باشد که بهترین منبع دریافت خوراک روحانی‌، کتاب‌مقدس است‌. اگر ایماندار کتاب‌مقدس را به‌طور مرتب از ابتدا تا به آخر بخواند، بی‌گمان تمامی تأکیدات و گوشه و کنارهای تعالیم کتاب‌مقدس را از نظر خواهد گذرانید و از اهمیت آنها آگاه خواهد شد.

ایمانداران گاه به هنگام مواجهه با موقعیت‌هایی خاص‌، نمی‌دانند چگونه باید رفتار کنند یا چه قدمی بردارند. آنان از خود می‌پرسند که خدا چه می‌خواهد که من انجام دهم‌؟ در کتاب‌مقدس هدف و ارادۀ غایی و نهایی خدا برای زندگی ما آشکار شده است‌. با مطالعۀ دقیق و اصولی کتاب‌مقدس می‌توان دانست که خدا چه انتظاری از ما دارد و ما چگونه باید عمل کنیم که خدا را خشنود سازیم‌. درک هدف و ارادۀ کلی خدا برای زندگی ایمانداران‌، از هر چیز دیگری مهم‌تر است‌.

اما در کنار این اراده و هدفِ کلی خدا، بعضی از ایمانداران خواهان دانستنِ ارادۀ خدا برای موقعیت‌های خاصِ زندگی خودشان می‌باشند. ایشان از خود می‌پرسند که مثلاً آیا ارادۀ خدا این هست که با فلان شخص ازدواج کنند یا فلان شغل را انتخاب کنند یا به فلان کشور بروند یا نه‌. گرچه پاسخ این قبیل هدایت‌های خاص در کتاب‌مقدس نیامده‌، اما اصول کلی ارادۀ خدا و همچنین روش صحیح دعا کردن و طلبیدن ارادۀ خدا در کتاب‌مقدس آمده است‌.

نکتۀ بسیار مهم دیگر این است که در کتاب‌مقدس‌، بخصوص در عهدجدید، به اخلاقیات مسیحی پی می‌بریم‌. دانستنِ اصول اخلاقیات مسیحی برای هر ایماندار بسیار مهم است‌. نتیجۀ مستقیم یا به‌عبارت دیگر، نخستین نتیجۀ نجات‌، تغییر اخلاق و رفتار است‌. پاکی و تقدس چیزی فراتر از پرهیز از زنا و دزدی و قتل است‌. خصوصیات مهمی چون محبت و مهربانی و شادی‌، و نیز خصوصیات ظریفی چون فروتنی و بخشش و بزرگواری‌، اجتناب از خودبزرگ‌بینی و حسادت و کینه‌توزی و غیبت و دوبه‌هم‌زنی‌، همۀ اینها جزو اخلاقیات مسیحی است‌.

اما چگونه می‌توانیم بدون مطالعه کتاب‌مقدس و درک صحیح از آن به این خصوصیات پی ببریم. الگوی اخلاقیات مسیحی‌، شخصِ عیسای مسیح است‌. اما عیسای مسیح را چگونه می‌توان شناخت‌؟ تنها راه شناخت او، مطالعۀ عمیق‌، مرتب و اصولی کتاب‌مقدس می‌باشد. باید بر روی اناجیل تعمق و تأمل کرد. باید دربارۀ هر آیه اندیشید. و با این روش‌، باید به شناخت کامل عیسای مسیح‌، پسر خدا نائل آمد. شناخت او شخصیت ما را تغییر می‌دهد و شکل می‌بخشد.

ما برای پیشرفت در زندگی روحانی خود، هم نیاز به تشویق داریم و هم توبیخ. کتاب‌مقدس دلشکستگان و ضعیفان را دلداری می‌دهد. ناامیدان را تشویق می‌کند. خستگان را قوت می‌بخشد. اما گاه نیز به اخطار و هشدار نیاز داریم‌. زمانی که تحت تأثیر کشش‌های دنیا، هدف و وظیفه مسیحی خود را فراموش می‌کنیم‌، نیاز داریم که به هشدارهای کتاب‌مقدس توجه کنیم‌. این هشدارها باعث بیداری و هشیاری ما می‌شود و نهایتاً منجر به تشویق ما به پیروی بهتر از مسیح می‌گردد.

در طول تاریخ و علی‌الخصوص در قرن بیستم‌، روزی نیست که با تعالیم غریب و تازه مواجه نشویم‌. چگونه می‌توانیم تعالیم درست را از نادرست تشخیص دهیم‌؟ دانستن و آگاهی کامل از تمامی گوشه و کنارهای کتاب‌مقدس سبب می‌شود که شخص مسیحی بتواند تشخیص دهد که تعلیمی که می‌شنود، با روح کتاب‌مقدس تطابق و سازگاری دارد یا نه‌. در غیر اینصورت‌، ایماندار ممکن است که در خطر گرفتاری در دام تعالیم غلط قرار گیرد.

نحوه مطالعه کتاب‌مقدس‌

شروع از عهدجدید

از ابتدا تا انتها به ترتیب‌

با روح دعا و انتظار دریافت پیام روح‌

مطالعه برای درک کل مطلب هر کتاب‌

مطالعه برای رسیدن به یک دید کلی از کتاب‌مقدس‌

اما مسألۀ بعدی این است که روش درست مطالعۀ کتاب‌مقدس کدام است‌. چگونه باید آن را بخوانیم تا بیشترین بهره را ببریم‌؟

مهم‌ترین نکته‌ای که در این زمینه باید گفت‌، این است که مطالعۀ کتاب‌مقدس را باید با عهدجدید شروع کرد. مکاشفۀ کامل و نهایی خدا در عیسای مسیح‌، در عهدجدید تحقق یافته است‌. مسیح نهایت و اوج مکاشفه خداست‌. لذا مهم است که ابتدا به مطالعۀ عهدجدید بپردازیم و آن را کامل و عمیق درک کنیم‌. بعد از آن می‌توانیم مطالعۀ عهدعتیق را آغاز کنیم‌. نباید فراموش کرد که خدا خود را به‌تدریج بر بشر مکشوف ساخته است‌. در نتیجه‌، مکاشفۀ الهی در عهدعتیق کامل نیست‌.

به هنگام مطالعۀ عهدعتیق‌، باید حتماً به این واقعیت‌، یعنی به مکاشفۀ تدریجی در کتاب‌مقدس‌، توجه داشته باشیم‌. در عهدعتیق احکام و اصولی هست که برای یک مسیحی لازم‌الاجرا نیست‌. برخی از اخلاقیات عهدعتیق نیز در عهدجدید اصلاح و تکمیل شده‌. این نکات را باید به هنگام مطالعۀ عهدعتیق درنظر داشت‌.

وقتی مطالعۀ عهدعتیق را شروع می‌کنید، مطالعۀ عهدجدید را کنار نگذارید، بلکه مثل قبل ادامه دهید. چه عهدجدید و چه عهدعتیق را باید مرتب بخوانید، یعنی اینکه مطالعۀ خود را از انجیل متی آغاز کنید و تا کتاب مکاشفه‌، آخرین کتاب عهدجدید، ادامه دهید. وقتی به انتهای عهدجدید رسیدید، مجدداً به انجیل متی برگردید و مطالعۀ خود را از سربگیرید. همین عمل را در خصوص عهدعتیق انجام دهید. هیچگاه به‌طور تصادفی‌، یا به‌قول معروف به‌صورت فال نخوانید.

کتاب‌مقدس را با دعا و انتظار روحانی بخوانید، طوری که بعد از هر مطالعه‌، مطلب و برکتی برای زندگی روحانی‌تان کسب کنید. چشم‌انتظار باشید که روح‌القدس از طریق مطالعۀ کلام‌، ارادۀ خود را برای شما آشکار سازد.

اما مهم است که کتاب‌مقدس را طوری بخوانید که مطلب و محتوای هر باب و هر کتاب را به‌طور جامع درک کنید و فقط بر آیاتِ منفرد متمرکز نشوید. برای این منظور، بعد از هر بار مطالعه‌، از خود بپرسید‌: "در این قسمت چه مطالبی مورد بحث قرار گرفت‌؟"؛ "هدف نویسنده از بیان این مطالب چه بود؟"؛ "معنی این مطالب چه بود؟"؛ "ارتباط مطالبی که خواندم‌، با مطالب قبل و بعد چیست‌؟". به‌عنوان مثال‌، بعد از چندین بار مطالعۀ عهدجدید، باید بدانید که مثلاً رسالۀ افسسیان کلاً راجع به چه مسأله‌ای بحث می‌کند؛ ارتباط مطالب مختلف این رساله با یکدیگر چیست‌؟ چرا پولس از مطلبی به مطلب دیگر می‌پردازد؟ یا مثلاً موضوع کلی انجیل یوحنا چیست‌؟

درضمن‌، هر مسیحی با ذکاوتی باید پانورامایی از کل کتاب‌مقدس در ذهن داشته باشد؛ یعنی باید کلِ کتاب‌مقدس را مانند یک تابلوی نقاشی‌، به‌طور کامل و یکجا در مقابل دیدگان خود داشته باشد. به این ترتیب‌، او می‌تواند براحتی تشخیص دهد که کدام تعلیم‌، مخالف روح کلی کتاب‌مقدس می‌باشد. البته رسیدن به این مرحله مستلزم چند سال مطالعۀ دقیق و همراه با تفکر می‌باشد.

استدعای من از کلیه خوانندگان این مقاله این است که مطالعۀ جدی‌، اصولی و همراه با تفکرِ کتاب‌مقدس را از همین امروز آغاز کنند. کتاب‌مقدس را زیاد بخوانید؛ آن را با دقت و هشیاری بخوانید؛ آن را با تعمق و تأمل بخوانید؛ و خدا را برای وجود آن سپاس بگویید. کتاب‌مقدس برای پای‌های ما چراغ و برای راه‌های ما نور است (مزمور ۱۱۹:۱۰۵).

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:16  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

خدای زنده پدر آسمانی ما را در نام خداوند و رهاننده ما عیسی مسیح شکر می کنم که فرصتی نو برای خدمتی نو محیا کرد.

چندی پیش یکی از برادران مسلمان ما در قسمت نظرات سوالی را مطرح فرمودند که سوال بسیاری از حق جویان غیر مسیحی نیز هست و من نیز تلاش دارم تا مسایل را به زبان این عزیزان بررسی نمایم. سوال اینست :

((چرا در کتاب مقدس مسیحیان چهار انجیل به چشم می خورد؟ و چرا آن چهار انجیل از نظر محتوا در بعضی مواقع متناقضند؟؟!!! ))

پاسخ این سوال موضوع بحث جدید وبلاگ کلیسای الکترونیک است.

لازم به ذکر است که انجیل متشکل از 4 بخش است: زندگینامه عیسی مسیح. اعمال رسولان مسیح پس از صعود پر جلال خداوند عیسی. رسالات یا نامه های رسولان مسیح به کلیسا ها. و مکاشفه شاگردی که مسیح او را بسیار دوست می داشت یوحنای رسول.

از زمان صعود مسیح عیسی بسیاری از شاگردان وی دست به قلم برده و زندگی او را بصورت کتابی در آوردند که از میان این تعداد کتاب که شاید افزون بر صد باشند فقط چهار زندگینامه مورد قبول ماست. متی. مرقس. لوقا و یوحنا. این چهار زندگینامه هر یک بر جنبه خاصی از زندگی عیسی مسیح تاکید دارند. و در مسایل کلی کاملا با یکدیگر تطابق دارند. و تنها تفاوت آنها در زاویه دید انجیل نگاران است. که این زوایای دید متفاوت به ما کمک می کند تا مسیح را بیش تر بشناسیم.

این تناقضات!!! عمدتا بر سر مسایل بسیار پیش پا افتاده هستند. به طور مثال در شام آخر خداوند وقتی یوحنا از خداوند میپرسد چه کسی به تو خیانت می کند؟ در یک زندگینامه داریم خداوند فرمود او که با من دست به نان میبرد. و در زندگینامه دیگر خداوند فرمود او که به دستش نان می دهم.

در این میان سوال اینجاست که چرا چنین مواردی باید باعث نا خوشنودی خدا و کمرنگ شدن اتحاد میان مومنین جهان از هر کیش و آیینی شود؟

من کوچکترین در مسیح سخن را کوتاه می کنم تا باب بحث و اظهار نظر برای ایمانداران دیگر باز باشد. چشم به راه نظراتتان می مانم.

در آخر از خدای زنده می خواهم که همه قلب ها را لمسی تازه نماید تا رفتار و گفتار و پندارمان باعث جلال نام قدوسش در اعلی علیین باشد. فیض خداوند و دست برکت و شفای عیسی مسیح بر سر همه شما باشد و بماند تا ابد.

آمین

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:15  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

Seek and ye shall find

Ask and ye shall be given

Knock and it shall be opened to thee

Ask in my name and be faithful

نگران هیچ چیز نباشید و در عوض برای همه چیز دعا کنید.

انقام نگیرید بلکه آنرا به خدا بسپارید. در عوض اگر دشمنتان گرسنه بودغذایش دهید. اگرتشنه بود آبش بنوشانید تا از کرده خود پشیمان شود.

پدر آسمانی همه شما را برکت دهاد به نام عیسی مسیح. آمین

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:15  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

تب فوتبال به شدت دنیا را در بر گرفته تا جاییکه مجله کلمه در یکی از شماره های اخیر خود مقاله ای را به فوتبالیست ها منتشر کرده. دوست دارید نظر آنها را در مورد مسیح بدانبد؟ تيم هوارد • من واقعاً باور دارم که فرزند خدا هستم و او به من براي همه چيز، به‌خصوص در ميدان فوتبال، قوت مي‌بخشد. اگر هم پيروز شوم آن را به خدا تقديم مي‌کنم. • اين‌جا همه چيز حالت بزرگ‌نمايي دارد. وقتي موفقيت کوچکي که بدست مي‌آوري، آن را افسانه مي‌کنند و ناگهان تبديل به قهرمان مي‌شوي. گاهي همه چيز عالي پيش مي‌رود و گاه نه، اما اين داستان زندگي همه است و نه فقط بازيکن منچستر يونايتد. • راستش من نه به‌خوبي آنم که روزنامه‌ها از من مي‌گويند و نه به بدي آنکه مردم مي‌گويند. مردم هيچ کدام از بازيکنان را نمي‌شناسند گرچه شرايط دشواري دارم اما مي‌دانم که خدا در حال امتحان من است. او گاه اجازه مي‌دهد که ما از سختي‌ها عبور کنيم تا در آن‌ها رشد کنيم. خوشبختي من، شهرت، موفقيت‌ها و توان مالي من نيست. من به آرامش، شادي، فيض و رحمت احتياج دارم و پول نمي‌تواند هيچ‌يک از آن‌ها را براي من بخرد. تمام اين‌ها از خدا سرچشمه مي‌گيرند. لي‌يونگ پييو • خدا وقتي مي‌بيند مردم در وضعيت سخت در تلاش‌اند و نهايت سعي خود را مي‌کنند، خشنود مي‌شود. من ايمان دارم که خدا مرا براي بازي فوتبال فراخوانده است. • وقتي جوانان و نوجوانان بازي مرا مي‌بينند و مي‌فهمند که مسيحي هستم، از خودشان مي‌پرسند: «خدا کيست؟ چرا لي يونگ پييو به خدا ايمان دارد؟» به‌نظر من همين که آن‌ها چنين سؤالاتي از خود مي‌پرسند، بسيار باارزش است. • من هيچ وقت به اينکه مردم پس از مرگم چطور از من ياد مي‌کنند فکر نکرده‌ام. اما اميدوارم اگر مي‌خواهند از من ياد کنند، يکبار ديگر به خدا بيانديشند - چه ايماندار باشند، چه بي‌ايمان. به‌عنوان بازيکن فوتبال، اين امر بيش از هر چيز ديگر باعث شادي من خواهد شد. لي‌چون سو •من در سال ???? مي‌شنيدم که برادر يونگ پييو خيلي دربار? خدا صحبت مي‌کند. او اولين کسي است که به من کمک کرد به خدا ايمان بياورم، و با من در مورد عيسي مسيح صحبت کرد. به همين جهت خيلي برايش ارزش قائلم. زي روبرتو • هيچ چيز نمي‌تواند مرا به انداز? چيزهايي که مسيح در زندگي به من داده، خوشحال کند و امروز من اين تفاوت را مي‌بينم چون در زندگي هر دو را امتحان کرده‌ام. تفاوت اين است که شما تبديل به يک شخص جديد و يک خلقت تازه مي‌شويد. • ما بازي‌کنان مسيحي هستيم ولي بعضي اوقات عصباني مي‌شويم و يا کارهايي مي‌کنيم که انجام آن براي مسيحيان صحيح نيست. اما شما نبايد به ما با چنين ديدي نگاه کنيد. تنها کسي که هيچ گناه نکرد عيسي بود. ما همه انسان هستيم. ما گناه مي‌کنيم ولي عيسي براي گناهکاران آمد... به مردم نگاه نکنيد. به عيسي نگاه کنيد. لوسيو • عواطف به‌هيجان آمده بود اما لحظه مهم زانو زدن ما و جلال دادن خدا بود. • من همه چيز از جمله پول، شهرت، موفقيت، خانه و ماشين دارم اما به‌هنگام تنهايي و مشکلات خانوادگي تنها عيسي به ياري‌ام آمد. وقتي جوان‌تر بودم براي تيم‌هاي مختلف بازي مي‌کردم و از آن واقعاً لذت مي‌بردم. دوست دارم برنده باشم، از رقابت خوشم مي‌آيد. چنين زندگي‌اي عالي است. • خدا بود که به من و خانواده‌ام فرصت ديگري داد. شما متوجه خواهيد شد که بدون مسيح حتي اگر همه چيز داشته باشيد، هيچ نداريد. ادميلسون • نمي‌توان احساس خود را توصيف کرد. پيروزي بسيار بزرگي بود. اولين چيزي که به‌ياد دارم زماني است که داور سوت پايان بازي را به صدا درآورد. با کاکاو لوسير زانو زديم و شروع به دعا کرديم. • فکر مي‌کنم که علي‌رغم شهرت و پول بايد همان باشيم که هستيم. سعي مي‌کنم صادق باشم چون عيسي همه چيز را به من بخشيده است. • ما به‌عنوان مسيحيان بايد نام مسيح را اعلان کنيم که مهم‌ترين چيز است، چه بازنده باشيم چه برنده. براي من داشتن موفقيت، شهرت و پول هيچ استفاده‌اي ندارد اگر نجات را ندارم. يورگينو • مي‌خواهم شما را تشويق کنم تا در اين مورد فکر کنيد. در مورد زندگي‌تان فکر کنيد و به زندگي تعدادي از شخصيت‌هاي بزرگ نگاه کنيد. شخصي که مرا متعجب ساخت و زندگي مرا عوض کرد عيسي مسيح بود. مسيحيت با بقي? مذاهب و اعتقادات و علائق و آرزوهاي رسيدن به خدا فرق مي‌کند. بزرگ‌ترين تفاوتي که من در مسيحيت مي‌بينم اين است که از طريق مسيح خدا خود را به انسان نمايان ساخت و به ما نشان داد که چطور ديگران را ببخشيم و دوست داشته باشيم و به همين دليل است که من مسيحي هستم

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:12  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

برادران و خواهران عزیز. امروز به طور کاملا اتفاقی (البته پدرمان خدا می خواست که اینطور بشود). سایت زیر را در میان صدها هزار سایت مسیحی یافتم. این سایت متعلق به یکی از برادران (احتمالا) آمریکایی ما در خداوند است که پدر بدیشان بسیار لطف کرده و نبوت ها و مکاشفاتی بدیشان بخشیده و ایشان را فرموده تا آن را به کلیسا یگوید. این سایت شامل مکاشفات و شهادت خود نویسنده سایت میباشد. با اینکه این سایت به زبان انگلیسی نوشته شده و مطالب بلندی دارد اما پیشنهاد من کمترین برای شما عزیزان اینست که تمام مطالب را مطاله کرده و اگر کسی از شما خواهران و برادران به ترجمه تسلط کافی دارند این خادم خود را در ترجمه مطالب سایت یاری کنند. در صورت تمایل به همکاری در زمینه ترجمه از طریق ایمیل یا در قسمت نظرات آمادگی خود را جهت خدمت به خداوند به این کمترین اعلام کنند.

خداوند خدای زنده همگی شما را برکت دهاد به نام عیسی مسیح

http://www.godsmessagetothechurch.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:12  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

بحثی در مورد کار مسیح برای انسان‌

در بحث‌های قبل‌، دیدیم که وضعیت انسان از دیدگاه خدا بسیار وخیم است‌. او "بدهکار" است‌، بدهکاری که به‌خاطر فقر و تنگدستی‌، نه قادر است بدهیهای گذشته را بپردازد، و نه می‌تواند از این پس بدهی به‌وجود نیاورد. برای نجات او از این وضیعت فلاکت‌بار، تنها راه شرافت‌مندانه این است که شخصی دست او را بگیرد و سرمایه‌ای در اختیارش بگذارد تا وضعیت و موقعیت مالی او تغییر یابد.

چنین کاری را مسیح در حق ما انجام داد. او آمد تا وضعیت و موقعیت روحانی کسانی را که او را می‌پذیرند، تغییر دهد. او "انسان کامل‌" شد. آنانی که او را بپذیرند، از نسل تباه‌شدۀ آدم و حوا خارج شده‌، به نسل جدید او پیوند می‌خورند. در این نسل جدید، آنها دیگر فقیر و بدهکار نخواهند بود، بلکه از ثروت آن "سر نسل‌" برخوردار خواهند شد. در شماره پیشین دیدیم که مسیح ایشان را فرزندان خدا می‌سازد. آنان پدری تازه خواهند داشت و خانه‌ای تازه‌. مسیح به ایشان تولد تازه می‌دهد. در این شماره‌، به بحث در مورد موضوع "عادل‌شمردگی‌" می‌پردازیم‌.

جامۀ بی‌گناهی (عادل‌شمردگی‌)

حیات و طبیعت جدید یا تولد تازه‌، نخستین موهبتی است که خدا به شخص نجات یافته عطا می‌کند. اما این مواهب به همین جا ختم نمی‌شود. در حکایت پسر گمشده که در چند درس گذشته به آن اشاره کردیم‌، وقتی پسر به خانه باز می‌گردد، پدر او را در آغوش می‌کشد و اولین کاری که می‌کند، این است که به خدمتکاران بگوید که برای پسر او بهترین جامه را از خانه بیاورند. لباسهای آن پسر مندرس و پاره بود. پدر به او جامه‌ای نو پوشاند تا دیگر اثری از وضعیت سابق بر او نماند. این جامه نشان‌دهندۀ وضعیت جدید پسر بود. پدر با این کار خود، پسر گمشدۀ خود را از خطاهای گذشته‌اش مبرا اعلان کرد. پدر آسمانی ما نیز وقتی به‌سوی او بازگشت می‌کنیم‌، به ما جامۀ عدالت و بی‌گناهی می‌پوشاند. او ما را عادل و بی‌گناه به حساب می‌آورد. چه موهبت عظیمی که انسان در حضور خدای قدوس‌، پاک و بی‌گناه به حساب بیاید.

منظور از عادل و بی‌گناه به‌حساب‌آمدن این نیست که شخص واقعاً هرگز گناهی مرتکب نشده باشد. اما از آنجا که عیسای مسیح قبلاً جریمه و غرامت گناه همه انسانها را بر صلیب پرداخته است‌، خدا بار گناهان شخصی را که به سوی او می‌آید، به حساب مسیح می‌گذارد و طوری به او می‌نگرد که انگار هرگز گناهی مرتکب نشده است‌. به این ترتیب‌، خدا نه فقط گناهان شخص توبه‌کار را می‌بخشد، بلکه او را بی‌گناه و عادل نیز به حساب می‌آورد.

اگر در یک محکمه‌، جرم کسی ثابت شود، ممکن است قاضی او را عفو کند، اما نمی‌تواند او را بی‌گناه اعلام کند. اما خدا می‌تواند ما را بی‌گناه اعلام کند، زیرا شخص دیگری متحمل بار گناهان ما شده است‌. شخص دیگری جای ما را گرفته و مجازات ما را متحمل گردیده است‌. به این ترتیب‌، خدا به انسانِ توبه‌کار طبیعتی جدید عطا می‌کند و در دادگاه الهی رأی به بی‌گناهی او می‌دهد. خدا همان موقعی که توسط روح‌القدس به ما حیات جدید می‌بخشد، ما را عادل نیز می‌شمارد و از مجازات می‌رهاند. به این شکل‌، با ما طوری رفتار می‌کند که گویی هرگز گناه نکرده‌ایم‌. این عمل را "عادل‌شمردگی‌" می‌نامیم‌. چه عجیب و حیرت‌انگیز است نجات خداوند ما عیسی مسیح‌!

نتایج عادل‌شمردگی‌:

دیگر زیر محکومیت قرار نداریم‌

کسی که عادل شمرده می‌شود، دیگر تحت خشم و غضب خدا قرار نمی‌گیرد. دیگر هیچ ادعایی علیه او در قلمرو روحانی وجود ندارد. محکومیتی که در اثر گناه دامنگیر همه انسانها شده‌، دیگر شامل حال او نمی‌گردد. کلام خدا قاطعانه در این مورد می‌فرماید: «پس دیگر برای کسانی که در اتحاد با مسیح بسر می‌برند، هیچ محکومیتی وجود ندارد» (رومیان ۸:۱). خدا ما را عادل شمرده‌. چه کسی می‌تواند علیه ما ادعایی بکند؟

با خدا صلح کرده‌ایم‌

به‌علاوه در اثر عادل شمرده شدن‌، با خدا رابطه‌ای مبتنی بر صلح و آشتی داریم‌. ما دیگر مانند آدم و حوا لازم نیست از پیشگاه خدا بگریزیم‌. رابطه ما با خدا اصلاح شده و می‌توانیم با او مصاحبت و مشارکتی دوستانه داشته باشیم‌. در ضمن‌، بخاطر این عادل شمردگی‌، ما وارثین خدا می‌شویم‌. خدا برای دوستداران خود ارثی مهیا کرده که در آخرت به ما خواهد بخشید. فقط کسانی این ارث را خواهند یافت که جامه عدالت و بی‌گناهی را پوشیده باشند. در این مورد کلام خدا چه عالی می‌فرماید که «تا بوسیلۀ فیض او کاملاً نیک محسوب شده و مطابق امید خود، وارث حیات جاودانی گردیم‌» (تیطس ۳:۷). خدا را سپاس باد برای رحمت بی‌کران او!

رابطه‌ای جدید با خدا

وقتی پسر گمشده به خانه بازگشت‌، پدر او نه فقط دستور داد تا برای او بهترین جامه را بیاورند، بلکه فرمود تا انگشتری نیز به دستش کنند. انگشتری را می‌توان نشان و علامت تعلق و عضویت در خانه دانست‌. پدر او را مجدداً به فرزندی پذیرفت‌. گرچه پسر قلباً می‌دانست که دیگر شایستگی فرزندی و عضویت در خانواده را ندارد، اما محبت پدر آنقدر عظیم بود که بار دیگر او را به کانون گرم خانواده راه داد. خدای پدر نیز آنانی را که به‌سوی او باز می‌گردند، به فرزندخواندگی می‌پذیرد. در انجیل یوحنا آمده که‌«به همه کسانی که او را قبول کردند و به او ایمان آوردند، این امتیاز را داد که فرزندان خدا شوند، که نه مانند تولدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی یک پدرِ جسمانی‌، بلکه از خدا تولد یافتند» (یوحنا ۱:۱۲ و ۱۳). پولس نیز در نامه خود به مسیحیان روم می‌فرماید: «آن روحی که خدا به شما داده است‌، شما را برده نمی‌سازد و موجب ترس نمی‌شود، بلکه آن روح‌، شما را فرزندان خدا می‌گرداند و ما به کمک این روح‌، در پیشگاه خدا فریاد می‌کنیم‌: "ابا، پدر." روح خدا با روح ما با هم شهادت می‌دهند که ما فرزندان خدا هستیم‌» (رومیان ۸:۱۵ و۱۶).

آزادی در خانۀ پدر

به همین جهت است که ما مسیحیان‌، خدا را پدر خود می‌خوانیم‌. گرچه ما انسانها همگی بندگان خدا هستیم‌، اما او به‌خاطر عیسای مسیح دیگر با ما چون بنده رفتار نمی‌کند بلکه ما را فرزندان خود می‌داند و همۀ امتیازات فرزندخواندگی را به ما عطا می‌کند. بزرگترین امتیاز این است که ما در خانه خدا رابطه خاصی با پدر خانواده یعنی خدا داریم‌. رابطۀ ما با خدا به عنوان فرزندان او در چارچوب خشک احکام و تشریفات مذهبی قرار ندارد. غلام و خدمتکار در یک خانه‌، باید تحت مقررات و ضوابطی زندگی و عمل کند. اما فرزندان خانواده رابطه دیگری با پدر خود دارند. به همین علت است که در مسیحیت‌، برخلاف دین یهود، هیچ شریعت و مراسمی وجود ندارد. یهودیان مجبور بودند تحت ضوابط و احکام مشخصی خدا را عبادت کنند. آنها می‌بایست قربانی‌هایی بگذرانند، دعاها و نمازهای مخصوصی بجا آورند، روزه‌های خاصی بگیرند و بسیار احکام دیگر را اجرا کنند. این بخاطر آن بود که ایشان از امتیاز فرزندخواندگی برخوردار نبودند. ایشان بندگان خدا بودند. اما در عیسای مسیح ما فرزندان خدا شده‌ایم‌. از اینرو رابطۀ ما با خدا تحت ضوابط و مقررات و شریعت قرار ندارد. همانطور که رابطه هر فرزندی با پدر خود بر اساس محبت است‌، رابطه ما با خدا نیز مبتنی بر محبت می‌باشد. پس اگر ما دعا می‌کنیم به این علت است که خدا را دوست داریم و او پدر ماست‌. دعای ما فرمول مشخصی ندارد زیرا فرزندان با پدر خود از دل خود سخن می‌گویند، نه در قالب جملاتی که حفظی و تکراری است‌. عیسای مسیح در خانۀ پدر، ما را از هر قید و بندی آزاد کرده است‌.

آیا عالی نیست‌؟ خدا به‌خاطر جانبازی پسرش عیسای مسیح‌، حیاتی جدید و طبیعتی نو به ما بخشیده است‌. او لباس مندرس گناه را از تن ما به‌در کرده‌، جامه عدالت را به ما پوشانیده است‌. او ما را فرزندان و اعضای خانواده خود ساخته است‌. پس شایسته است با تمام وجود او را شکر و تمجید کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:11  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

مقدمه مقاله ای بلند اما جالب

"و چون عیسی ابن مریم گفت: ”ای بنی اسرائیل، من پیام‌آور الله برای شما هستم که آنچه را پیش از من در تورات مکشوف شده تأئید می‌کنم و شما را به پیام‌آوری بشارت می‌دهم که پس از من می‌آید که نامش ’حمدشده‘ می‌باشد“ (سوره ۶۱: ۶).

مسلمانانی که این آیه را در قرآن می‌خوانند و قرائت می‌کنند، آن را گفته‌ای از ”انجیل اصلی“ می‌پندارند و آن را پیشگویی روشن برای ظهور محمد تلقی می‌کنند. در نظر ایشان، انجیل اصلی نمی‌توانسته عیسی را پسر خدا بنامد و می‌بایست مرگ عیسی بر صلیب را انکار کرده باشد. بعضی از مسلمانان در تلاش برای بی‌اعتبار ساختن کتب مقدسه مسیحیان، به‌دنبال مدارکی می‌گردند که با این عقاید سازگار باشد، حتی اگر کل کلیسا آنها را جعلی نامیده باشد. یکی از این مدارک، کتابی است به نام ”انجیل برنابا“. در این انجیل، به گفته بعضی از مسلمانان، مطالب زیادی هست که با انجیل‌های قانونی تضاد دارد اما با اعتقادات مسلمانان همسو است. ایشان در بحث‌هایی که با مسیحیان دارند، آنقدر پیش می‌روند که آن را انجیلی اصلی‌ای می‌دانند که از آسمان بر عیسی نازل شده و او آن را بر برنابا فرو خواند. برخی از مسلمانان عقاید خود را در مورد زندگی و تعالیم عیسی بر پایه این کتاب استوار می‌سازند، و نه بر قرآن و کتاب‌مقدس و سنت.

یک مسلمان پاکستانی به نام آتائور رحیم که زحمت فراوانی کشید تا این ”انجیل“ را در پاکستان بشناساند، چنین گفته است: ”انجیل برنابا یگانه انجیلی است که از یکی از شاگردان عیسی باقی مانده، یعنی از کسی که بیشتر وقت خود را در معیت عیسی در طول سه سال خدمت او گذراند. لذا، بر خلاف نویسندگان انجیل‌های پذیرفته‌شده، تجربه و شناخت مستقیمی از تعالیم عیسی داشت.“ رحیم این امر را کاملاً نادیده می‌گیرد که یوحنا از ابتدای خدمت عیسی از همراهان او بود و متی نیز اندکی بعد از آن. او هیچ شواهدی ارائه نمی‌دهد تا نشان دهد که برنابا در طول سه سال خدمت عیسی، واقعاً شاگرد او بوده است.

متفکر مسلمان دیگری به‌نام علی اکبر، چنین گفته است: ”مسیحیان انجیل برنابا را جزء لاینفک عهدجدید به‌شمار نمی‌آورند و کمتر آن را در کلیساهایشان موعظه می‌کنند. شورای کلیساها حدود سیصد سال پیش از محمد پیامبر، این انجیل را محکوم کرد. بی‌شک علت این امر این بوده که در آن به‌روشنی ظهور محمد پیامبر پیشگویی شده است.“ اما نامبرده هیچ مدرکی دال بر محکومیت این کتاب در شورای کلیساها ارائه نمی‌دهد.

ادعاهای مشابهی از سوی عبدالاحد داود در کتاب مشهورش به‌نام ”محمد در کتاب‌مقدس“ عنوان شده. او می‌نویسد: ”این انجیل از سوی کلیساها رد شده زیرا بیان آن بیشتر شبیه قرآن است و نیز به این دلیل که ماهیت رسالت عیسی مسیح را به‌وضوح بیان کرده، و مهم‌تر از همه، به این دلیل که کلمات دقیق عیسی در مورد محمد را ضبط کرده است."

حال حقیقت چیست؟ چرا مسیحیان این انجیل را رد می‌کنند؟ آیا به این علت که این کتاب حاوی پیشگویی‌هایی است در مورد محمد، یا اینکه دلایل محکم‌تری علیه اعتبار آن وجود دارد؟

پیشینه کتاب

نخستین باری که وجود چنین انجیلی مطرح شد، به‌واسطه کار جرج سِیل بود که در مقدمه ترجمه خود از قرآن به سال ۱۷۳۴ به آن اشاره کرد. سیل در مقدمه خود به ترجمه اسپانیایی این کتاب، نوشته شخصی به‌نام مصطفی اهل آراندا اشاره می‌کند که ادعا کرده بود که آن را از ایتالیایی ترجمه کردهاست. ادعا شده بود که راهبی ایتالیایی به‌نام برادر مارینو آن را از کتابخانه پاپ سیکستوس پنجم (۱۵۸۵-۱۵۹۰)، هنگامی که وی در کتابخانه‌اش خواب بود، دزدیده و پس از خواندن آن، مسلمان شده است. این ترجمه به‌نحوی از میان رفت، اما بخشهایی از متن اسپانیایی آن هنوز موجود است. ترجمه ایتالیایی آن به هلند راه یافت و در سال ۱۷۰۹ جزو اموال جـِی. اف. کرامر یافت شد که یکی از فرستادگان پادشاه پروس (آلمان) بود. او در سال ۱۷۱۳ آن را به شاهزاده اوژن اهل ساووآ داد و در طول سالها دست به دست گشت تا اینکه در سال ۱۷۳۸ به وین رسید و در کتابخانه سلطنتی قرار داده شد و هنوز نیز در آنجا است.

لانْسدِیل و لورا راگ آن را به انگلیسی ترجمه کردند و به سال ۱۹۰۷ آن را با ۷۰ صفحه مقدمه به چاپ رساندند؛ در این مقدمه، دلایلی قانع‌کننده ارائه شده بود تا شرح دهد که چرا محققان مختلف آن را انجیلی جعلی می‌دانند و اینکه در قرون وسطی نوشته شده است. در سال ۱۹۰۸، ترجمه عربی آن با مقدمه‌ای جدید در قاهره انتشار یافت و در سال ۱۹۱۶، دو ویرایش آن به‌زبان اردو منتشر شد که مبتنی بر ترجمه عربی بودند.

بین سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۸۰ ترجمه‌های این انجیل به بسیاری از زبانهای کشورهای اسلامی منتشر شد. ترجمه انگلیسی آن که توسط لانسدیل و لورا راگ انجام شده بود در سال ۱۹۷۳ مجدداً در پاکستان چاپ شد و جراید اردو و انگلیسی آن را به‌عنوان انجیل واقعی عیسی معرفی کردند. جالب اینجا است که هیچیک از این تجدید چاپها حاوی آن ۷۰ صفحه مقدمه لانسدیل و لورا راگ نیستند، مقدمه‌ای که شواهدی ارائه می‌داد دال بر اینکه این کتاب، اثری جعلی متعلق به قرون وسطی است. ترجمه انگلیسی این کتاب اکنون در بریتانیا و آمریکا از سوی چندین انتشارات اسلامی چاپ شده، اما هیچیک اشاره‌ای به ناشران قبلی یا به مترجمان اولیه انگلیسی، یعنی لانسدیل و لورا راگ نمی‌کنند.

مطالب و پیام کتاب

انجیل برنابا را می‌توان به چندین بخش تقسیم کرد. ذیلاً شرحی خلاصه از مطالب آن ارائه می‌دهیم:

فصل‌های ۱-۹

ولادت عیسی؛ کودکی او و ”مباحثاتش“ با علمای دین در خصوص شریعت.

فصل‌های ۱۰-۴۷

عیسی کتاب انجیل را از خدا دریافت می‌کند. او رسالت خود را آغاز می‌کند و معجزات به‌عمل می‌آورد. او موعظه کرده، می‌گوید: ”من مسیح موعود نیستم؛ مسیح موعود از نسل اسماعیل به دنیا خواهد آمد."

فصل‌های ۴۸-۹۸

سربازان رومی عیسی را همچون خدا پرستش می‌کنند اما او به ایشان می‌گوید که پسر خدا نیست. او آمده است تا ظهور محمد را بشارت دهد.

فصل‌های ۹۹-۱۲۶

جماعت گرد می‌آیند تا عیسی را پادشاه سازند، اما او سرزمین خود را به قصد دمشق ترک می‌کند و پس از آن، به شهرهای دیگر سفر می‌کند.

فصل‌های ۱۲۷-۱۵۳

عیسی شاگردانش را در خصوص توبه، روزه، دعا، ترس خدا و اخلاقیات والا تعلیم می‌دهد.

فصل‌های ۱۵۴-۱۹۱

عیسی در باره دنیای گناهکار، ماهیت گناه، احیا، آزادی، بهشت، و تقدیر ازلی تعلیم می‌دهد. همچنین اشاره شده که کاتبی ادعا می‌کند که کتابی مخفی از موسی دیده که اعلام می‌دارد که ”مسیح موعود از نسل اسماعیل خواهد بود، و نه از نسل اسحاق."

فصل‌های ۱۹۲-۲۲۲

عیسی ایلعازر را زنده می‌کند و مجازات اورشلیم را پیشگویی می‌نماید. یهودیان می‌کوشند او را سنگسار کنند اما او ناپدید می‌شود. یهودا به او خیانت می‌کند. عیسی به آسمان برده می‌شود و چهره یهودا طوری تغییر می‌کند که شبیه چهره عیسی به‌نظر آید. یهودا به‌اشتباه به جای عیسی مصلوب می‌شود. عیسی به یاران و به مادرش ظاهر می‌شود و به ایشان می‌گوید که مصلوب نشده بوده. او برنابا را مکلف می‌سازد که انجیل را بنویسد. او پس از آن به آسمان باز می‌گردد.

پیام این انجیل

مسلمانان ارزش بسیاری برای این انجیل قائلند زیرا تعالیمش بر علیه تعالیم عهدجدید است. ذیلاً به نکات اصلی این انجیل اشاره می‌کنیم، نکاتی که مؤید برخی از اعتقادات مسلمانان است، اما با تعالیم عهدجدید متناقض می‌باشد:

· عیسی بنده خدا است و فقط پیام‌آور او است (برنابا، فصل ۵۵). او نه خدا است و نه پسر خدا، و نه نوعی خدا (برنابا، فصل‌های ۵۵ و ۱۰۰).

· عیسی ظهور مسیح موعود را که همانا محمد است پیشگویی می‌کند (برنابا، فصل‌های ۴۲-۴۴). او منکر می‌شود که مسیح موعود است و این عنوان را به محمد نسبت می‌دهد. آن پسر ابراهیم که قربانی شد، اسماعیل بود و نه اسحاق (برنابا، فصل ۴۴).

· عیسی پیش از مصلوب شدن، به آسمان عروج کرد، و طوری شد که یهودا شبیه عیسی به‌نظر برسد (برنابا، فصل ۲۲۰). عیسی بر صلیب نمرد (برنابا، فصل ۲۱۵). کسی که بر صلیب مرد، یهودای اسخریوطی بود (برنابا، فصل ۲۱۶). حواریون عیسی جسد یهودا را دزدیدند و ادعا کردند که عیسی زنده شده است. بسیاری از حواریون، از جمله پولس، این فریب را تعلیم داده‌اند.

شواهد مربوط به اصالت کتاب

مسیحیان مدعی‌اند که این انجیل در زمان رسولان و شاگردان ایشان و پدران کلیسا و شاگردان ایشان وجود نداشته است. تقریباً همه کتاب‌های عهدجدید در نوشته‌های مسیحیان اولیه مورد اشاره قرار گرفته، اما هیچ نوع اشاره‌ای به انجیل برنابا نشده است. اما مسلمانان برای نسخه خطی این کتاب، تاریخچه‌ای طولانی و پر آب و تاب ارائه می‌دهند که به روزگار ایرِنیوس (۱۳۰-۲۰۰ م) باز می‌گردد. برای مثال، رحیم می‌گوید که ایرنیوس ”در تأئید نظرات خود، نقل قول‌هایی مبسوط از انجیل برنابا به‌عمل آورده است. این نشان می‌هد که انجیل برنابا در قرن و اول میلادی در گردش بوده است.“ وقتی موضوع را مورد مطالعه قرار می‌دهیم، مشاهده می‌کنیم که ایرنیوس در نوشته‌های خود از رساله برنابا نقل قول می‌کند، نه از آنچه که رحیم انجیل برنابا می‌نامد. (”رساله“ یعنی نامه و معمولاً به تشریح تعالیم می‌پردازد، در حالی که ”انجیل“ شرح زندگی عیسی است.)

رحیم ادعا کرده که در زمان حکومت امپراطور زنون (۴۷۸ م.)، بقایای انجیل برنابا کشف گردید، و نسخه‌ای از این انجیل که به دست خودش نوشته شده بوده، بر سینه او یافت شد. طبق نظر او، این نکته در کتاب Acta Sanctorium، بولاند جونی‌یی، جلد دوم، صفحات ۴۲۲-۴۵۰، که به سال ۱۶۹۸ در شهر آنـْوِر انتشار یافته، ذکر شده است. اما آنچه این کتاب می‌گوید این است که نسخه‌ای از انجیل به روایت متی که خودِ برنابا نسخه‌برداری کرده بوده، بر سینه امپراطور یافت شده. این تحریف عمدی از این کتاب، صدق گفتار رحیم را مورد تردید قرار می‌دهد. او کلمات ”به روایت متی که خود برنابا نسخه‌برداری کرده بوده“ را از قلم انداخته و به‌جای آن نوشته ”انجیل برنابا".

شواهدی از تاریخ اسلام

از آنجا که شواهد مربوط به تاریخ مسیحیت، گاه از سوی برخی مسلمانان رد می‌شود، لذا باید به شواهدی از تاریخ اسلام اشاره کنیم. مطالعه سنت اسلام و روایات تاریخی اسلامی حاکی از این است که محمد، پیامبر اسلام، روابط خوبی با حاکم مسیحیِ نجران داشته است. در زمان ولادت محمد، اعراب با مسیحیان حبشه و نیز با سه شاخه مسیحیت در خاورمیانه، یعنی مسیحیت بیزانتینی، نسطوری، و یعقوبی-مونوفیزیتی (تک‌طبیعتی) در تماس بوده‌اند. نسطوری‌ها تأثیر بیشتری بر اعراب داشتند. بر اساس نوشته ابن‌اسحاق، تصاویر مریم و عیسی را می‌شد بر یکی از دیوارهای کعبه دید.

سنت اسلام به هیأت‌های مختلف مسیحی اشاره دارد که برای بحث با محمد نزد او می‌آمدند. یک بار، گروهی متشکل از شصت نفر به‌رهبری عبدالمسیح، اسقف نجران، در مسجد مدینه با محمد دیدار کردند و با او در باره الوهیت مسیح به بحث پرداختند. محمد به ایشان گفت که عیسی خدا نیست. گفته می‌شود که در قرآن (سوره ۳: ۴۰-۷۰) به این رویداد اشاره شده است. این ملاقات بهترین فرصت بود تا به انجیل برنابا به‌عنوان شاهدی بر علیه ادعای مسیحیان اشاره شود، اما چنین نبود چون چنین انجیلی وجود نداشت. خدا نیز آیه‌ای در مورد این انجیل بر محمد نازل نکرد.

یوحنای دمشقی (وفات ۷۵۳ م.) که به یحیی ابن منصور مشهور است و پسر یکی از کارگزاران حکومتی و خزانه‌دار خلیفه معاویه و عبدالمالک بود، در مورد مطالب بسیاری، از جمله الوهیت مسیح مطلب نوشت. اگر چنین انجیلی در آن زمان وجود داشت، قطعاً او به آن اشاره می‌کرد.

اسقف تیموته‌ئوس (وفات ۸۲۳ م.) که دوره خدمت کلیسایی‌اش شامل دوره اوج قدرت عباسیان در بغداد، در زمان هارون‌الرشید (۷۸۶-۸۰۹ م.) می‌شود، در جلسات مباحثه در دربار خلیفه موسی‌الهادی (۷۸۵-۷۸۶ م.) شرکت جست. این مباحثات نه فقط شامل دفاع از عقاید درست سلامی بر علیه متفکران آزاد و بدعت‌گزار می‌شد، بلکه شامل چهار انجیل نیز می‌گردید. اما طبق مدارک موجود، هیچکس به انجیل برنابا اشاره نکرد. علمای اسلام در مورد الوهیت و شخص عیسی بحث کردند، اما هیچگاه به این انجیل اشاره نکردند. خلیفه جعفر المتوکل (۸۴۷-۸۶۱ م.) که حقوق مذهبی و حق بنای کلیسا را لغو کرد و قوانین تبعیض برای مسیحیان و یهودیان را وضع نمود، در دربار خود با اشخاصی نظیر اسقف ایلیا مباحثه می‌کرد. اما در اینجا نیز هیچکس به انجیل برنابا به‌عنوان مرجع استناد نکرد.

کتاب الفهرست نوشته ابوالفرج محمد ابن اسحاق الندیم (۹۳۵-۹۹۰ م.) که مسلمانان می‌گویند به تمام مراحل فرهنگ قرون وسطی اشاره کرده است، فهرست طویلی از کتاب‌ها و نویسندگان به‌دست داده است. او فهرستی از تمام کتاب‌هایی را که کتاب‌مقدس را تشکیل می‌دهند ارائه داده، اما در هیچ جا به انجیل برنابا اشاره نکرده است.

مسلمانان قرن‌ها بر اسپانیا حکومت کردند (۷۵۶-۱۴۹۲ م.) و گفت و شنودهای بسیاری میان مسلمانان و مسیحیان صورت گرفت، اما هیچ مسلمانی هرگز این انجیل را به‌عنوان شاهدی بر علیه اعتقادات مسیحیت ارائه نداد. در این دوره، نویسندگان و مورخان و فلاسفه مسلمان بسیاری بودند نظیر الفارابی (وفات ۹۵۰ م.)، المسعودی (وفات ۹۵۶ م.)، القندی (وفات ۹۶۱ م.)، ابن حزم (وفات ۱۰۶۳ م.)، الغزالی (وفات ۱۱۱۱ م.)، ابوالعباس العارف (وفات ۱۱۴۱ م.)، ابن رشد (وفات ۱۱۹۸ م.)، محی‌الدین ابن العربی (وفات ۱۲۴۰ م.) و ابن خلدون (وفات ۱۴۰۶ م.). اما هیچیک از ایشان به این کتاب اشاره نکرده است. به‌علاوه، در هیچیک از کتاب‌های تفسیر قرآن که پیش از ۱۷۰۰م. نوشته شده، از این کتاب نام برده نشده است. لذا بسیار دشوار بتوان باور کرد که این انجیل می‌توانسته پیش از قرن چهاردهم میلادی وجود داشته باشد. ذیلاً به شرح این نکته می‌پردازیم.

شواهدی از خود کتاب

ظاهر فیزیکی نسخه خطی انجیل برنابا که امروز در دسترس است، با توجه به نحوه صحافی و سبک نگارش و واژگانش، حاکی از آن است که بین سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۵۹۰ م. نوشته شده است.

نخست به شواهد داخلی متن می‌پردازیم. خدا در تورات به بنی اسرائیل امر کرد که سال یوبیل را نگاه دارند: ”این سال پنجاهم برای شما سال یوبیل خواهد بود.“ اما انجیل برنابا به‌هنگام اشاره به سال یوبیل، برای آن فواصل صدساله قائل می‌شود (برنابا، فصل ۸۲). نویسنده این رقم را از کجا آورده است؟

در حدود سال ۱۳۰۰، پاپ بونیفاس هشتم برای کلیسا فواصل زمانی یکصدساله را تعیین کرد. در سال ۱۳۴۳م. پاپ کلمنت ششم آن را مجدداً به پنجاه سال تقلیل داد و بعداً پاپ پل دوم (۱۴۶۴-۱۴۷۱م.) آن را به بیست و پنج سال کاهش داد. به‌نظر می‌رسد که نویسنده چیزی در باره حکم پاپ می‌دانسته، اما تصور می‌کرده که آن را عیسی مقرر کرده است. این ما را به این نتیجه می‌رساند که این انجیل نمی‌توانسته زودتر از سال ۱۳۰۰م. نوشته شده باشد.

چندین نقل قول از دانته یافت می‌شود که در این انجیل به عیسی نسبت داده شده است. برای مثال، اصطلاح مورد استفاده دانته، یعنی ”خدایان دروغین و دروغگو“، در فصل‌های ۲۳، ۷۸، ۲۱۷ این انجیل به‌کار رفته که نه در کتاب‌مقدس استفاده شده و نه در قرآن، اما در این انجیل یافت می‌شود. توصیف جهنم در این انجیل به‌گونه‌ای چشمگیر شباهت به تخیلات دانته در باره جهنم و برزج و بهشت دارد. در فصل ۱۷۸ این انجیل آمده که نـُه آسمان وجود دارد که باز ما را به یاد دانته می‌اندازد. شایان ذکر است که دانته یک نویسنده ایتالیایی بود که در دوره بونیفاس هشتم زندگی می‌کرد. او نوشتن ”کمدی الهی“ معروف خود را به سال ۱۳۰۰م. آغاز کرد.

در این انجیل عناصر دیگری متعلق به قرون وسطی یافت می‌شود. در فصل ۱۹۴ گفته می‌شود که خانواده ایلعازر ارباب یا حاکم دو شهرک بودند، مجدلیه و بیت‌عنیا. در آن روزگار، سرزمین فلسطین را رومیها تحت اشغال داشتند، لذا سیستمی تحت عنوان ”حاکم“ وجود نداشت. این اشاره حاکی از نظام فئودالی است که در قرون وسطی متداول بود.

اشاره به بشکه شراب در فصل ۱۵۲ یک اشتباه تاریخی است. روشهای متداول در دادگاهها که در فصل ۱۲۱ مورد اشاره قرار گرفته، ایجاب می‌کند که نویسنده با جامعه قرون وسطی آشنا بوده باشد. در پرتو شواهد مذکور و بسیاری دیگر که در اینجا ذکر نشده، چه شواهد خارجی و چه داخلی، می‌توان مشاهده کرد که این انجیل می‌بایست به‌دست کسی نوشته شده باشد که قرن‌ها بعد از برنابای مذکور در عهدجدید می‌زیسته است.

اشتباهات و تناقضات

۱- در این انجیل آمده که عیسی در زمانی ولادت یافت که پیلاطس فرماندار فلسطین بود. اما مطابق گزارشهای تاریخی، پیلاطس بعد سال ۲۶م به فرمانداری فلسطین منصوب شد. همچنین در فصل ۳ آمده که ولادت عیسی در دوره‌ای روی داد که حنا (۶-۱۵م.) و قیافا (۱۸-۳۶م.) کاهنان اعظم بودند؛ این امر نه فقط با تاریخ تناقض دارد، بلکه با خود انجیل نیز. هیچیک از ایشان در زمان ولادت عیسی در این مقام نبودند. انجیل برنابا حدود ده سال در مورد حنا اشتباه کرده، حدود بیست و دو سال در مورد قیافا و حدود سی سال در مورد پیلاطس.

۲- در انجیل برنابا آمده که هیردویس (آنتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در آنجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت (برنابا، فصل ۲۱۴). این اشتباه محض است زیرا او فقط پادشاه جلیل بود که حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر بود. در این انجیل، هیرودیس یک غیریهودی نامیده شده (برنابا، فصل ۲۱۷)، حال آنکه او یهودی مؤمنی بود. او برای برگزاری عید فصح به اورشلیم آمده بود، به همین جهت توانست در امر محاکمه عیسی مورد مشورت قرار گیرد.

۳- در فصل ۸۰، آمده که دانیال وقتی به‌دست نبوکدنصر اسیر شد، دو ساله بود. این امر با روایت کتاب‌مقدس (دانیال، فصل ۲) تناقض دارد که می‌گوید نبوکدنصر در سال دوم سلطنتش با دانیال در خصوص خوابش مشورت کرد. او چنان تحت تأثیر حکمت دانیال قرار گرفت که او را بر ولایت بابل حاکم ساخت. اگر شهادت این انجیل را بپذیریم، پس دانیال در این زمان سه ساله بوده است.

۴- در فصل ۹۱، روایتی آمده مبنی بر گردآوری سه لشکر که هر یک متشکل از دویست هزار سرباز بود تا بر سر مسأله الوهیت مسیح بجنگند. تحت حکومت رومیها در آن زمان، مالکیت اسلحه و ساخت آن شدیداً تحت کنترل قرار داشت. همچنین طبق دائرةالمعارف بریتانیکا، کل لشکر منظم روم در این زمان، حدود ۰۰۰ر۳۰۰ نفر بود که نیمی از آن ذخیره بودند. تا پیش از ویرانی اورشلیم به سال ۶۸-۷۰م.، در یهودیه فقط پادگان کوچکی وجود داشت.

۵- در فصل ۱۲۷ این انجیل، گفته شده که عیسی از کنگره معبد موعظه می‌کرد. این محل به‌زحمت می‌توانست محل مناسبی برای موعظه باشد، چون دیوار آن حدود ۲۰۰ متر بالاتر از سطح زمین قرار داشت و کسی سخن واعظ را نمی‌شنید.

۶- در فصل‌های ۲۰ و ۲۱، گفته شده که ناصره شهری است در ساحل دریاچه جلیل. این شهر امروز موجود است و ۱۰۰ متر بالای سطح دریا قرار دارد و در فاصله ۲۰ کیلومتری دریاچه جلیل. در فصل ۹۹، ذکر شده که شهر صور در نزدیکی اردن واقع است، اما چنین چیزی صحت ندارد. صور ۵۰ کیلومتر دورتر از این محل، و در ساحل دریای مدیترانه در لبنان امروزی واقع است. اگر نویسنده با عیسی در این مناطق راه رفته باشد، چرا در خصوص چنین داده‌هایی دچار اشتباه شده است؟ آمده که زکی عیسی را در ناصره ملاقات کرد، در حالیکه مطابق انجیل لوقا، این واقعه در شهر اریحا رخ داد (لوقا، فصل ۱۹).

۷- در فصل ۱۶۹ این انجیل، تابستان آن گونه توصیف شده که گویی شخص در اروپا است. این امر با تابستانهای فلسطین مغایرت دارد زیرا در آنجا باران در زمستان می‌بارد و مزارع در تابستان خشک می‌شود و مطلقاً با مناطق سرسبزی که در این متن آمده شباهتی ندارد. مطابق مضمون این متن، عیسی در بیابان اردن بود، یعنی جایی که قطعاً نمی‌توانسته از تابستانی شبیه تابستانهای اروپا بهره ببرد.

۸- حجی و هوشع دو نبی متمایزند که وحی‌های ایشان به‌طور مجزا در دو کتاب عهدعتیق ثبت شده است. اما در این انجیل آمده که ماجرای آنان در کتاب دانیال ثبت شده است (برنابا، فصل ۱۸۵). اشتباهات او در خصوص مراجع کتاب‌مقدس در فصل‌های ۱۶۵ و ۱۶۹ نیز آشکار می‌شود که در آنها نقل قول‌ها را با یکدیگر اشتباه می‌گیرد.

۹- نویسنده ادعا می‌کند که عیسی آن مسیح موعود نیست؛ با اینحال، عنوان مسیحایی ”پسر داود“ را برای او به‌کار می‌برد (برنابا، فصل‌های ۱۱، ۱۹، ۲۱ و غیره). در فصل ۱۹، برتری عیسی تعلیم داده شده، اما بعد در فصل‌های ۵۴ و ۵۵ این امر رد شده و گفته شده که در روز قیامت، محمد برتری خواهد داشت.

تناقض با اسلام

قرآن از مسلمانان می‌خواهد که به کتاب‌هایی که خدا به موسی و داود و عیسی و سایر انبیا داده ایمان داشته باشند. طبق تعالیم اسلامی، این کتاب‌ها به هیچ طریقی نباید با یکدیگر تناقض داشته باشند. مسلمانان بر این عقیده‌اند که علت تفاوت کتاب‌مقدس با قرآن این است که کتاب‌مقدس تحریف شده است. بسیاری از مسلمانان معتقدند که انجیل برنابا در تعلیمی که در باره مصلوب شدن عیسی و سایر موارد می‌دهد، با قرآن همخوان است. بنابراین، ادعا می‌کنند که این انجیل باید یگانه انجیل معتبر باشد، یعنی انجیل اصلی.

در اینجا چند مورد مهم را ذکر می‌کنیم تا تفاوت انجیل برنابا با قرآن را متذکر شویم:

۱- مطابق برداشت برخی از مسلمانان، انجیل اصلی بر عیسی نازل شد. گرچه انجیل برنابا ادعا می‌کند که انجیل به قلب عیسی نازل شد (برنابا، فصل ۱۰)، اما تصریح نمی‌کند که عیسی کلمات الهی را دقیقاً از نسخه‌ای آسمانی این کتاب دریافت داشت. به‌نظر نمی‌رسد که نویسنده با دیدگاه اسلامی در خصوص وحی همسو باشد.

۲- مسیح طوری توصیف شده که گویی به ”شهادتین اسلامی“ اعتقاد داشته و آن را بیان کرده است: ”شهادت می‌دهم که خدایی جز الله نیست و محمد رسول او است“. این شهادت ۶۰۰ سال بعد از عیسی تدوین شد. حتی در قرآن نیز چنین شهادتی به‌صورت کامل در یک محل ذکر نشده است.

۳- این انجیل عیسی و رسالت او را مشابه با رسالت یحیای تعمیددهنده معرفی می‌کند و نقش پیشرو مسیح موعود یعنی محمد را برای او قائل می‌شود (برنابا، فصل‌های ۴۲-۴۴ و ۲۲۰). نویسنده یحیی و رسالت او را کاملاً از قلم انداخته، حال آنکه هم قرآن و هم عهدجدید نبوت یحیی را تصدیق می‌کنند و تعلیم می‌دهند که وی پیشرو عیسی بوده است. به‌علاوه، قرآن عیسی را به‌عنوان مسیح تصدیق می‌کند، اما عیسی در انجیل برنابا چنین عنوانی را نمی‌پذیرد. در چندین بخش از این انجیل بروشنی ذکر شده که عیسی، مسیح نیست (برنابا، فصل‌های ۴۲، ۸۲، ۸۳، ۹۶، ۹۷، ۱۹۸، ۲۰۶).

۴- در این انجیل آمده که مریم عیسی را بدون درد زایمان به دنیا آورد (برنابا، فصل ۳) و ولادت عیسی در خانه یا کلبه یک چوپان رخ داد. اما قرآن به درد زایمان مریم اشاره می‌کند، دردی که سبب شد مریم فریاد بر آورد؛ و اینکه عیسی زیر یک درخت نخل در بیابان چشم به جهان گشود.

۵- بسیاری از مسلمانان بر این عقیده‌اند که خدا ۰۰۰ر۱۲۴ پیامبر به جهان گسیل داشت، حال آنکه انجیل برنابا این رقم را به ۰۰۰ر۱۴۴ می‌رساند (برنابا، فصل ۱۷).

۶- این انجیل می‌گوید که خدا گروهی از ایمانداران را برای مدت ۰۰۰ر۷۰ سال به جهنم فرستاده است (برنابا، فصل ۱۳۷)، در حالیکه قرآن می‌گوید که خدا به هیچ مؤمنی صدمه نمی‌رساند، حتی به اندازه یک مورچه (سوره ۴: ۴۰).

۷- مطابق تعلیم این انجیل، زمانی که تورات تحریف شد، خدا کتاب دیگری فرستاد، یعنی کتاب زبور یا مزامیر را. وقتی مردم این را نیز تحریف کردند، خدا انجیل را فرستاد تا جایگزین آن گردد. طبق این نظریه، هر گاه که کتابی الهی تحریف می‌شود، خدا کتاب دیگری می‌فرستد. نتیجتاً وقتی انجیل تحریف شد، خدا قرآن را فرستاد. این امر سؤال بسیار مهمی را در خصوص انجیل برنابا مطرح می‌سازد. اگر طبق باور بسیاری از مسلمانان، این انجیل نسخه تحریف‌نشده انجیل اصلی است، در اینصورت دیگر نیازی نبود قرآن فرستاده شود تا جایگزین آن گردد.

۸- مطابق این انجیل، نـُه آسمان و ده جهنم هست (برنابا، فصل‌های ۵۲، ۵۷، ۱۷۸). اما قرآن تعلیم می‌دهد که فقط هفت آسمان وجود دارد (سوره ۲: ۲۹).

۹- این انجیل تعلیم می‌دهد که شیطان خالق جهنم است (برنابا، فصل ۳۵)، حال آنکه قرآن تعلیم می‌دهد که جهنم را خدا آفریده است (سوره ۲۵: ۱۱).

۱۰- در این انجیل ذکر شده که پیش از روز آخر، پانزده روز ویرانی قدم به قدم وجود خواهد داشت (برنابا، فصل ۵۳). همچنین ذکر می‌کند که در روز سیزدهم، آسمانها همچون طوماری پیچیده خواهد شد و هر موجود زنده‌ای خواهد مرد. همه اینها در تناقضی آشکار با قرآن قرار دارد که تعلیم می‌هد که انسان تا به روز آخر زنده خواهد بود (سوره ۸۰: ۳۳-۳۷). در قرآن، هیچ جا به مرگ فرشتگان مقدس اشاره نشده، بلکه تصریح شده که آنان کماکان به انجام وظیفه ادامه خواهند داد (سوره ۶۹: ۱۵-۱۷).

۱۱- در این انجیل ادعا شده که عیسی گفته که مرد باید به یک زن اکتفا کند، حال آنکه قرآن اختیار حداکثر چهار زن را مجاز شمرده است (سوره ۴: ۳؛ برنابا فصل ۱۱۵).

۱۲- در فصل‌های ۳۲، ۶۶ و ۶۷ این انجیل، از قول عیسی آمده که زکات و قربانی جزء احکام الهی نیست، بلکه سنت ابداعی بشر است. به‌عبارت دیگر، این انجیل منکر این است که خدا قربانی‌های سوختنی را در تورات امر کرده بوده است. اما قرآن تأئید می‌کند که خدا به بنی اسرائیل امر کرد تا قربانی تقدیم کنند (قرآن، سوره ۲: ۶۷-۷۲؛ کتاب‌مقدس، اعداد ۱۹: ۱-۱۰).

آشکار است که این دو منبع (یعنی قرآن و انجیل برنابا) اعتقاد واحدی را در خصوص مصلوب شدن عیسی بیان می‌دارند، اما در مورد تعالیم دیگر، اتفاق نظر اندکی میان آنها وجود دارد.

نتیجه

در این مقاله، نشان دادیم که تاریخچه و اصالتی که مسلمانان به انجیل برنابا نسبت می‌دهند فاقد اعتبار است. شواهد تاریخی و شواهد موجود در خود کتاب نشان می‌دهند که این کتاب نمی‌توانسته زودتر از قرن چهاردهم میلادی نوشته شده باشد. نویسنده آن نمی‌تواند برنابای مذکور در عهدجدید باشد. این کتاب مملو از اشتباه و تناقض است و عمده مطالب آن با معتقدات اسلامی تناقض دارد.

انجیل برنابا بهترین نمونه از نتیجه کار نقد تاریخی و ادبی است. وقتی به تمام اشتباهات و فقدان انسجام موجود در آن دقت می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که این انجیل اثر دست ”برنابای دروغین“ است که هرگز شاگرد عیسی در قرن اول نبوده و هیچگاه در سرزمینی نزیسته که عیسی در آن می‌زیست و تعلیم می‌داد

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:10  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

روزی که از شدت درد به خود می پیچیدم .خود را شکسته تر و تنها تر از همیشه می دیدم و سر به بازوان مرگ نهاده بودم . به سویت آمدم و به قدرت و عظمتت ایمان داشتم و دارم و از تو یاری خواستم تا دستهای بلند شده به درگاهت را خالی باز نگردانی . محبت تو وجود سردم را جلا داد و اشکهای شورم را تبدیل به شبنم های شیرین زندگی کرد و اینک ای نور امید تنها تکیه گاهم توهستی مسیح عزیزم دوستت دارم.

برگرفته از وبلاگ "Holy Jesus" از خواهر عزیزمان کاترین

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:9  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

خدای زنده, خدای محبت بر حسب فیض خود به این بنده کوچک و گنهکار خود, دستور فرمود آنچه را در دعا بر تو الهام کردم را به سایر فرزندان اعلام کن. پس من (که کوچکترین و خادم شمایانم) آنچه پدر فرمود را به اطلاعتان می رسانم به آن امید که خداوند از انجام وظیفه خادمش خشنود شده گناهان او را ببخشاید و به امید آنکه شما ایمانداران عزیز از پیام یهوه خدای زنده تاثیر مورد نظر آن قدوس و اقدس را بگیرید.

اینها را پدر آسمانی به بنده خود در دعا عطا کرد و مکشوف نمود و گفت :(( به کلیسا بگو "من در راهم و به زودی آمده ایمانداران را می ربایم. هنگامی که بیایم, بر کلیسا ها آمده ولی بسیاری از آنها را با شمشیر خود نابود می کنم". خداوند آنگاه که در جلالش بیاید در یک دستش گلهای بسیار(برای مومنین) و در دست دیگرش شمشیر خواهد آورد. آمین. او فرمود: "این بار می آیم تا شمشیر را برقرار کنم[همانطور که در کلامش فرمود: "تصور نکنید که آمده ام تا صلح را برقرار کنم, بلکه برای برقراری شمشیر آمده ام.] اینبار که بیایم برای قربانی شدن نخواهم آمد بلکه برای تنبیه و توبیخ.

او فرمود من,یهوه, به تو میگویم که به زودی بلکه خیلی زود خواهم آمد. این پیغام [هولناک] مرا به عنوان یکی از آخرین محبت های من به گناهکاران[ که من خود نیز از آنانم] برسان و بگو که خداوند فرمود "خیلی زود خواهم آمد; پس بیدار باشید و آنان که در خوابند را نیز بیدار کنید".

اینها را خدا فرموده و زیر شمشیر او باشد هرکه شک کند))

خدای زنده برکتتان دهاد و برای همه شما دعا می کنیم که خداوند به شما گل بدهد نه شمشیر.

جلال بر نامش

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:9  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

خدای زنده را در نام خداوند و رهاننده ما عیسی مسیح شکر که فرصت داد و مکاشفه عطا کرد که با کمال افتخار خادم کوچک تک تک شما ایمانداران در مسیح عیسی باشم.

حتما در زندگی برای همه ما مشکلات, مصائب و ناهمواری هایی به وجود آمده و می آید. اما مسئله اینجاست که همه باید دچار مشکلاتی شوند اما تفاوت ما ایمانداران و بی ایمانان در این میان چیست؟ پاسخ این است: عکس العمل ما به این سختی ها.

کلام زنده خدا به زبان پولس در عبرانیان 13-5 : 12 می فرماید :(( پسرم تادیب خداوند را خوار مشمار و چون ملامتت کند دلسرد مشو. زیرا خداوند آنان را که دوست می دارد تادیب می کند و هر فرزند خود را که مورد لطف اوست تنبیه می نماید.

سختیها را به منزله تادیب تحمل کنید. خدا ب شما همون پسران رفتار می کند. زیرا کدام پسر است که پدرش او را تادیب نکند؟ پدران زمینی ما, ما را تنبیه می کردند و ما به آنها احترام می گذاشتیم چقدر یبشتر پدر آسمانی را باید احترام کنیم!!! پدر آسمانی ما را برای خیریت خودمان تادیب می کند. تا در قدوسیت او سهیم شویم... پس دستهای سست و زانوان لرزان خود را قوی سازید! برای پاهای خود راههای هموار بسازید تا پای لنگ بیشتر آسیب نبیند بلکه شفا یابد.))

آمین او ما را در سربالایی قرار می دهد تا :

1- ما درس بگیریم و در قدوسیت خدا سهیم شویم ( البته منوط بر اینکه از تادیب درس بگیریم واگرنه تادیب و تدریس ادامه می یابد)

2- ما در مشکلات قوی شویم و دستهای سستمان جان بگیرند و زانوان لرزانمان راست بایستند.

3- ما معنا و احساس لذت های پس از مشکلات و تادیب ها را متوجه گردیم و شکرگزار و فروتن باشیم. روز بدون شب و نیکی بدون بدی بی معناست. گرچه مشکلات نیز طبق کلام برای ما نیکی ها هستند اما نیکی هایی نهان و در لفافه.

هللویا! پس اگر ما خود را ایماندار بدانیم باید خدای زنده را نه فقط برای خوشی ها و مواهب, بلکه (بسیار بیشتر) برای سختیها و نعماتی که (از روی عشقش به ما) از ما دریغ کرد او را با شادی و تسبیح حمد کنیم و مطابق کلامش همیشه و همیشه شاد باشیم. پس بیایید با قوت و شادی بسراییم : ((پدر جان محبت تو آنقدر عظیم است ندانم.........))

خدای قدوس را بی نهایت در نام مسیح عیسی شکر می کنیم که از روی فیض ما را در نظر خود عادل شمرد حال آنکه ما غرقه در اقیانوس گناه بودیم. پس برادران و خواهران گرامی بیایید با اتحاد در روح خدا و در قلب هایمان همیشه در خداوند و در دوستی روح القدس و با یکدیگر شاد باشیم. خدای زنده به نام مسیح خداوند برکتتان دهاد. ما را نیز در دعا به یاد آورید

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:8  توسط یوهان, غلام مسیح  | 

دوستان ایماندار عزیز اگر درخواست دعا٬ مکاشفه٬ نبوت٬شهادت٬ موعظه اي از خود يا خلاصه موعظه کشيش کليساي خود و ...... را براي وبلاگ (البته اينجا خانه خداوند است اما از نوع الکترونيک!!! نه یک وبلاگ مذهبی معمولی٬ اینجا به لطف خدا و حضور شما پر میشود از روح) به آدرس ایمیل این برادر کوچکترین بفرستید يا در بخش نظرات (البته براي درخواست دعا) بنويسيد و اینگونه مارا در خدمت و جلال دادن به خداوند یاری کنید.

خدای پدر شما را به نام قدوس عیسی خداوند بی حد برکت خواهد داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 13:8  توسط یوهان, غلام مسیح  |